کریسمس چیست و از کجا آمده است؟

 

کریسمس یکی از روزهای مقدس سال است که به سالروز میلاد حضرت عیسی بن مریم(ع) اشاره دارد، اما به طور کلی جشن کریسمس تولد مسیح(ع) تحت تأثیر سنتها و رسوم سکولار جشنهای زمستانی چون ساتورنالیا قرار گرفته است.

 

سنتهای کریسمس دربرگیرنده نصب تصویر سنتی تولد مسیح، تزئین درخت کریسمس و تبادل هدیه و کارت تبریک و حضور بابانوئل در شب عید کریسمس است و محورهای این عید بر ترویج حسن نیت، بخشندگی، مهربانی و گردهمایی های خانوادگی استوار است.

 

کریسمس به صورت سنتی روز ۲۵ دسامبر برگزار میشود، اما برخی کلیساهای ارتدکس شرقی روز ۷ ژانویه را به عنوان کریسمس جشن میگیرند که با ۲۵ دسامبر در تقویم جولیان یکسان است. این تاریخها تنها سنتی بوده و به نظر نمیرسد تاریخ حقیقی تولد مسیح چنین روزی بوده باشد.

 

کریسمس در بسیاری از کشورهای سراسر جهان جشن گرفته میشود و این امر به چگونگی پراکندگی مسیحیان و فرهنگ غربی و ترکیب آن با جشنهای زمستانی ارتباط دارد. علی رغم نفوذ شایع سنتهای کریسمس آمریکایی و بریتانیایی که در فیلمها، ادبیات، تلویزیون و سایر رسانه ها مشاهده میشود، سنتهای متعددی به منظور جشن کریسمس هنوز هم در مناطق و محلهای مختلف برگزار میشوند.

 

جشنهای زمستانی پیش از کریسمس

در سنتهای بسیاری از فرهنگها جشن زمستانی از جشنهای بسیار محبوب تلقی میشود و بخشی از آن به کم شدن کارهای کشاورزی در فصل زمستان برمیگردد، از دیدگاه دینی ایستر (عید پاک) مهمترین جشن در تقویم کلیسایی بوده و کریسمس از اهمیت کمتری برخوردار بود، از سوی دیگر کلیساهای اولیه به جشن گرفتن تولد اعضای کلیسا معترض بودند. برتری جشن کریمسمس در دوران مدرن از بسیاری لحاظ منعکس کنده تأثیر فزاینده سنت جشنهای زمستانی است که در آن میان میتوان به جشنهای ساتورنالیا، ناتالیس سولیس ایویچتی، یول اشاره کرد.

 

در عصر رومنها، جشن ساتورنالیا مشهورترین جشن زمستانی و زمان استراحت، جشن، شادی و پایان قوانین رسمیمحسوب میشد. این جشن به احترام ساتورن از ۱۷ تا ۲۴ دسامبر برگزار میشد اما در دوره امپراطوری این جشن از هفت به پنج روز تقلیل یافت.

 

ناتالیس سولیس ایویچتی روز ۲۵ دسامبر تحت عنوان "تولد خورشید مغلوب نشدنی" جشن گرفته میشد و دربرگیرنده ستایش الههها و خدایان خورشید بود. الگابالوس امپراطوری رومی (۲۲۲-۲۱۸) بنیانگذار این جشن بود که مجبوبیت آن در دوران اریلیان به اوج خود رسید. روز ۲۵ دسامبر همچنین تاریخ انقلاب زمستانی است و این جشن نشان دهنده عدم مغلوب شدن خورشید در زمستان بود. بسیاری از نویسندگان اولیه مسیحیت تولد دوباره خورشید را به تولد مسیح نسبت داده اند و کاتولیکها استدلال میکنند که جشن سول اینویکتوس همان تاریخ کریسمس و میلاد مسیح است.

 

جشن یول در اواخر دسامبر و اوایل ژانویه برگزار میشد و هدف از آن احترام و ستایش خدای رعد بود؛ یک کنده بزرگ چوب را با این اعتقاد بود که هر جرقه رعد بیشتر باشد نشان دهنده تعداد خوک یا گوسالهای است که سال آینده متولد خواهد شد آتش میزدند و جشن تا سوختن کامل کنده ادامه داشت و گاهی به ۱۲ روز میکشید. از آنجا که اروپای شمالی از آخرین بخشهایی بود که به مسیحیت روی آورد جشنهای غیر مسیحی آنها تأثیر بسیاری بر شکلی گیری جشن کریسمس داشت. اسکاندیناویها هنوز هم کریسمس را یول مینامند، که این کلمه به تدریج در زبانهای انگلیسی و آلمانی معادل کریسمس شد.

 

خاستگاه های جشن کریسمس

به درستی مشخص نیست که چه زمان و چرا ۲۵ دسامبر را به تاریخ تولد مسیح نسبت دادند، چرا که عهد جدید هیچ تاریخی را در اینباره ذکره نکرده است. ***توس جولیوس آفریکانوس نخستین مورخ مسیحی بود که شرح وقایع جهانی را آغاز کرد در رایج کردن این ایده که مسیح روز ۲۵ دسامبر متولد شد نقش محوری داشت. این تاریخ نه ماه پس از تاریخ آبستن شدن حضرت مریم(س) (۲۵ مارس) محسوب میشود. از سوی دیگر ۲۵ مارس تاریخ اعتدال بهاری بوده و خلق حضرت آدم (ع) تلقی میشود.

 

مسیحیان در دوران اولیه ظهور مسیح بر این باور بودند که ۲۵ مارس تاریخ مصلوب شدن مسیح است.

تعیین تاریخ میلاد مسیح(ع) در ابتدا الهام بخش برگزاری جشن و سرور نبود. ترتولیان از متألهان اولیه مسیحیت میلاد مسیح را به عنوان جشن مهمی در کلیسای رومیآفریقا تلقی نکرده است. در سال ۲۴۵، اوریگن فیلسوف و متأله مسیحی یونانی جشن گرفتن میلاد مسیح را تقبیح کرد و اظهار داشت که تنها گناهکاران روز تولد خود را جشن میگرفتند.

 

نخستین اشاره به جشن کریسمس (میلاد مسیح) در تقویم فیلوکالوس مشاهده میشود که در سال ۳۵۴ در روم گردآوری شد. در شرق نیز مسیحیان تولد مسیح را به عنوان بخشی از عید تعمید مسیح و دیدار سه مرد حکیم ستاره شنان ایرانی از عیسی جشن گرفته میشود؛ اگرچه این جشن بر تعمید مسیح تمرکز دارد. پس از مرگ والنس امپراطور طرفدار عقاید اریوس در نبرد ادیرنه سال ۳۷۸ جشن کریسمس در شرق رنگ بیشتری به خود گرفت، اما این روند در قرن چهارم بیش از پیش مجادله برانگیز بود و پس از آنکه گریگوری نازیانزوس در سال ۳۸۱ به عنوان اسقف منصوب شد این جشن از میان رفت و در سال ۴۰۰ با انتصاب جان کریستوستوم بار دیگر به قوت خود باز گشت.

 

قرون وسطی

اوایل دوران قرون وسطی روز کریسمس تحت تأثیر جشن تعمید مسیح بود و در غرب بر دیدار سه مرد ستاره شناس ایرانی از نوزاد مسیح تمرکز میکردند. اما تقویم قرون وسطی تحت نفوذ تعطیلات مربوط به کریسمس قرار گرفته بود. برجستگی کریسمس پس از امپراطوری شارلمان تقویت شد، چرا که مراسم تاجگذاری وی در روز کریسمس سال ۸۰۰ و ویلیام اول پادشاه بریتانیا روز کریسمس سال ۱۰۶۶ انجام شد.

 

در اواسط قرون وسطی تعطیلات کریسمس به قدری پررنگ بود که وقایع نویسان و مورخان به کرات اشاره کرده اند که بسیاری از نجیب زادگان و اشراف کریسمس را جشن میگرفتند. ریچارد دوم پادشاه انگلستان در سال ۱۳۷۷ جشن کریسمسی برگزار کرد که ۲۸ گاو و ۳ هزار گوسفند به عنوان غذا سرو شد. سرود خواندن در جشنهای کریسمس نیز از قرون وسطی شکل گرفت، اما بسیاری از نویسندگان آن زمان این گروه های موسیقی را تقبیح کرده و اظهار داشتند که این شیوه ممکن است به ادامه یافتن سنتهای ساتارنولیا و یول منتهی شود.

 

اصلاحات دهه ۱۸۰۰

در طول دوره اصلاحات مسیحیت، پروتستانها جشن کریسمس را به عنوان تجملات کلیسای کاتولیک و پاپها محکوم کردند. کلیسای کاتولیک نیز به واسطه افزایش مؤلفه های دینی این جشنها به انتقاد پروتستانها واکنش نشان داد. طی جنگ داخلی بریتانیا، در سال ۱۶۴۷ پروتستانهای هوادار ساده زیستی و سخت گیری مذهبی کریسمس را ممنوع کردند اما طرفداران کریسمس در چندین شهر تظاهرات کرده و به مدت چند هفته کنترل کانتربری (مقر اسقف اعظم انگلیس) را در دست گرفتند. در سال ۱۶۶۰، دوران بازگرداندن چارلز دوم به سلطنت این ممنوعیت از بین رفت، اما هنوز هم برخی از روحانیون انگلیکن با استناد به استدلالهای پروتستان با جشن کریسمس مخالف هستند.

 

در آمریکا که مستعمره انگلستان بود، پیوریتنها (پروتستانهای هوادار ساده زیستی و سختگیری مذهبی) با کریسمس مخالفت کردند و جشن کریسمس از سال ۱۶۵۹ تا ۱۶۸۱ در بوستن غیرقانونی تلقی میشد. در همان زمان ساکنان ویرجینیا و نیویورک مراسم کریسمس را آزادانه برگزار میکردند، پس از انقلاب آمریکا به علت نسبت دادن کریسمس به رسوم انگلیسی جشن کریسمس محبوبیت خود را از دست داد.

 

طی دهه ۱۸۲۰ که تنشهای فرقه ای در انگلستان آرام شده بود، نویسندگان بریتانیایی نسبت به از بین رفتن و کمرنگ شدن جنش کریسمس ابراز نگرانی کردند و تلاشهایی در راستای احیای این سنتها صورت گرفت. کتاب ترانه کریسمس چارلز دیکنز که در سال ۱۸۴۳ منتشر شد نقش مهمی در خلق مجدد کریسمس با محور خانواده، حسن نیت و مهربانی ایفا کرد.

 

اوایل قرن نوزدهم علاقه به کریسمس در آمریکا به واسطه چند داستان کوتاه نوشته واشنگتن ایروینگ احیا شد. مهاجران آلمانی و آمریکایی هایی که پس از جنگ داخلی آمریکا به کشور بازگشتند سهم مهمیدر آوردن سنتهای کریسمس اروپایی به قاره آمریکا برعهده داشتند. کریسمس در سال ۱۸۷۰ به عنوان یکی از تعطیلات فدرال ایالت متحده اعلام شد.

 

قرن بیستم و پس از آن

در سال ۱۹۱۴، نخستین سال جنگ جهانی اول میان سربازهای آلمانی و بریتانیایی آتش بس موقت وغیر رسمیشکل گرفت و سربازان هر دو طرف اقدام به خواندن سرودهای کریسمس کرده و جنگ را متوقف کردند، از سوی دیگر داستانهای بسیاری درباره این آتش بس روایت شده اما شواهدی مبنی بر وقوع این رویداد وجود ندارد.

 

اواخر قرن بیستم ایالات متحده با مناقشه ای برسر ماهیت کریسمس و جایگاه آن به عنوان جشن دینی یا سکولار مواجه شد، چرا که برخی به رسمیت شناختن کریسمس را به عنوان تعطیلات فدرال نقض قانون جدایی کلیسا و دولت میدانند و این امر چندین بار در دادگاه های مختلف مطرح شد و دادگاه عالی ایالات متحده روز ۱۹ دسامبر ۲۰۰۰ حکم داد که به رسمیت شناخت روز کریسمس به عنوان تعطیلات رسمیو عمومینقض کننده قانون جدایی دین از حکومت نیست چرا که این روز یک هدف واضح سکولار در پی دارد.

 

نگرانی هایی که در رابطه با ترکیب ماهیت سکولار با کریسمس مسیحی وجود داشت در قرن بیست ویکم نیز ادامه دارد. در سال ۲۰۰۵ برخی از مسیحیان همراه محافظه کاران آمریکایی علیه سکولار شدن کریسمس تظاهرات کردند. برخی اعتقاد دارند که کریسمس با روندهای سکولار یا اشخاص و سازمانهای ضد مسیحی مورد تهدید واقع میشود.

 

 

چهره و نام ورزشکاران کرمانشاه

 

۱-علی فرحناک پور(علی برقی)۲- سیاوش سرخوش    ۳- مرتضی زینال صفت۴- شادروان حمیدکرانی۵- جلیل زر ۶- حاجی افقی ۷-  ؟   ۸- شادروان حاج قاسم الماسوندی۹-  ؟   ۱۰- ابوالقاسم نقی زاده ۱۱-ورزشکاری(ازکرج)     ۱۲- یاری(ازکرج) ۱۳- شادروان حاج حبیب الله منتظری(خانی)۱۴- حبیب محلوجی۱۵- نصرت حیدر پناهی     ۱۶- شادروان نورعلی جهانی۱۷- رضا شاهرضائی۱۸- شادروان حاج باباجیهونی۱۹- شادروان باقرکرکوکی۲۰- حاج حشمت الله حبیبیان۲۱- جلیل محمودی ۲۲- محمد تقی خسروی۲۳- شادروان یدالله خان محبی۲۴- فریدون ناظمی۲۵- ارسلان محبی زنگنه ۲۶- کمالی(کارمند اداره)

مروري بر آرزوهای ویکتور هوگو براي شما

مروري بر آرزوهای ویکتور هوگو براي شما

 

 

 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.

 

 

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،

از جمله دوستان بد و ناپایدار،

برخی نادوست، و برخی دوستدار

که دست کم یکی در میانشان

بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،

نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،

که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،

تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

 

 

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی

نه خیلی غیرضروری،

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

 

 

 

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی

نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند

چون این کارِ ساده ای است،

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند

و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

 

و امیدوام اگر جوان كه هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

 

 

امیدوارم سگی را نوازش کنی

به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی

وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.

چرا که به این طریق

احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

 

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی

هرچند خُرد بوده باشد

و با روئیدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

 

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینکه سالی یک بار

پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.

فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

 

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

 

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد

دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم

یارب مرا یاری بده

يا رب مرا ياري بده ، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه هاي آتشين ، وز خنده هاي دلنشين
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پيش چشمش ساغري ، گيرم ز دست دلبري
از رشک آزارش دهم ، وز غصه بيمارش کنم
بندي به پايش افکنم ، گويم خداوندش منم
چون بنده در سوداي زر ، کالاي بازارش کنم
گويد ميفزا قهر خود ، گويم بخواهم مهر خود
گويد که کمتر کن جفا ، گويم که بسيارش کنم
هر شامگه در خانه اي ، چابکتر از پروانه اي
رقصم بر بيگانه اي ، وز خويش بيزارش کنم
چون بينم آن شيداي من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوي او ، باشد که ديدارش کنم
 

جملات زيبا از دكتر حسابي

                                     

چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.

*******
 
زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.
 
*******

عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.

*******

 
کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.

*******

 
احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.

*******

 
انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است.

*******

 
تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند.

*******

 
یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت.

*******

 
بزرگترین خوشحالی من در زندگی : هوش و استعداد جوانان ایرانی است.

*******

 
راه پیشرفت، ارزش نهادن به علم و تحقیق، احترام به معلمین، اساتید، دانش آموزان و دانشجویـان است.

*******

 
سادگی و عشق از عوامل پیشرفت است، که در قلب ما ایرانیان است.

*******

 
هرچه انسان ،وجود ارزشمندتری داشته باشد به همان اندازه مودب و فروتن است.

*******

 
فعال باشیم، ولی ملایم، عادل باشیم، ولی با گذشت.

*******

 
جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد.

*******

هنر، با احساسات آدمی بازی می کند.

*******

عشق زندگی را به شیوش می آورد.

*******

 
هنر، چاشنی زندگیست. 

*******

ایران، جزیره هوش و ذکاوت است.

*******

 
شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند

*******

 
طنز در مملکت ما، یک مقاومت ملی است، و همیشه حافظ ایران بوده است.

*******

 
موسیقی خوب ایرانی، یک طرز تفکر است. یک فلسفه است، و بیان یک آرزوست.

*******

 
داشتن هدف، و رفتن به دنبالش، خوب است ولی عاشق هدف بودن و گرفتار شدن چیز دیگری است

*******

 
با بچه ها، با اطمینان رفتار کنید تا قابل اطمینان بار بیایند، و قابل اطمینان شوند.

*******

 
دولت، وظیفه دارد، خوشحال کنندگان مردم را، تشویق کند.

*******

 
باید جوانان، حفظ سازمان را، آموزش داد.

*******

 
سازماندهی، لازمه و خواسته الگوی پیشرفت است.

*******

 
حفظ سنن اعتقادی، ملی و نبوغ نژادی، واجب است.

*******
 
نظامی که، دارای سازمان باشد، چارچوبی استوار دارد.
 

کریسمس مبارک

چهل نکته مفید و  اساسی برای زندگی پر استرس امروزی

چهل نكته سلامتی: 1- آب فراوان بنوشید. 2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.. 3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده. 4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شورواشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی). 5- از ورزش کمک بگیرید. 6- بیشتر بازی کنید. 7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید. 8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید. 9- 7 ساعت بخوابید. 10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید. شخصیت: 11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد. 12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید. 13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید. 14- خیلی خود را جدی نگیرید. 15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید. 16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید. 17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید. 18- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد. 19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید. 20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید... 21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما. 22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند. 23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید. 24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد. جامعه: 25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید. 26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید. 27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید. 28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید. 29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید. 30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست. 31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید. زندگی: 32- کارهای مثبت انجام دهید. 33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید. 34- عشق درمان‌گر هر چیزی است. 35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است. 36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید. 37- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید. 38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستي تان شاكر باشيد. 39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید. آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین: 40- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بفرستید. کمک کنید تا پیامهای مثبت همیشه در جهان جاری باشد و بازتاب آنرا در زندگیتان ببینید.

7 نصیحت با ارزش

 

   به نام الله

                                     ۷   اندرز برای    ۷۰    سال زندگی   ؟؟؟  

1- ثروت، بدون زحمت


2- لذت، بدون وجدان


3-دانش، بدون شخصیت


4-تجارت، بدون اخلاق


5-علم، بدون انسانیت


6-عبادت، بدون ایثار


7-سیاست، بدون شرافت

 

                                                                                      لطفا نظرتون را بگید...!!!

جلال الممالک ایرج میرزا

جلال الممالک ایرج میرزا بن صدر الشعرا غلامحسین میرزا شاعر

 ( و . 1291 ه. ق . / 1874 م . ف. 1343 ه. ق ./ 1924 م . ) وی نواده فتحعلی شاه قاجار بود و

در فارسی و عربی و فرانسوی مهارت داشت و روسی و ترکی نیز می دانست و خط را خوب

 می نوشت . تحصیلاتش در مدرسه دار الفنون تبریز صورت گرفت و نوزده سالگی هنگام ولیعهدی

مظفر الدین میرزای قاجار لقب صدر الشعرا یافت . لیکن بزودی از شاعری دربار کناره گرفت و به خدمات

 دولتی مختلفی پرداخت که از میان آنان خدمت در وزارت معارف از همه پر ارزش تر بود .

شعر ایرج ساده و روان و مشتمل بر کلمات و تعبیرات عامیانه است . اطلاع او از ادبیات

ملل مختلف و تاثری که از محیط متغیر و انقلابی عهد خود پذیرفته بود موجب شد که وی

سبک قدیم را که در آن توانا بود رها کند و خود سبکی خاص پدید آورد درین سبک افکار

نو و مضامینی که گاه از ادبیات خارجی اقتباس شده و گاه مخلوق اندیشه شاعرست و نیز

 مسایل مختلف اجتماعی و هزلیات و شوخیهای نیش دار و ریشخند ها و تمثیلاتی که شاعر

 از غالب آنها نتایج اجتماعی را در نظر دارد بزبانی بسیار ساده و گاه نزدیک بزبان تخاطب بیان

 شده است .

بهشت و دوزخ در دین زرتشت

بهشت و دوزخ در دین زرتشت

 

روشنایی و تاریکی

 

کیش زرتشت مبتنی از سه اصل است:هَُومَت(اندیشه نیک)،هََُوخت(گفتار نیک)،هُوَرِشت(کردار نیک)است.که در برابر آن سه اصل اندیشه بد،گفتار بد،کردار بد قرار دارد.

برای گروندگان به اصول نیک یا بد مکان و مقام هایی برای پاداش و عقاب مهیاست.سه اصل اندیشه نیک ،گفتار نیک،و کردار نیک از هر حیث تازه و بکر بود،زیرا تا آن روز کسی نظیر آن را در جهان نگفته و تعلیم نداده بود.این سه دستور برجسته و مفید در کتاب اوستا به اندازه ای مورد توجه است که بطور مکرر از آنها نام برده شده و به خوبی ستوده شده است.علت عظمت و اهمیت تعالیم سه گانه بسیار واضح و روشن است،زیرا اساس و پایه تمام نیکی ها و روشنی هاست.

اندیشه نیک،گفتار نیک به بار می آورد و در دل انسان تخم نیکی می پروراند و نتیجه آن به صورت اعمال و کردار پسندیده در می آید و به عالم بشریت سود می رساند و باعث آسایش و رفاه خلق خدا می گردد.این سه آموزه ایرانی هیچگاه شامل حال زمان نمی شود و هیچ زمانی نیازمند به بروزرسانی ندارد . زیرا تا دنیا دنیا باشد بشریت به این سه آموزه نیک نیازمند است .

آن کس که اندیشه نیک داشته باشد مورد فضل و رحمت اهورامزدای دانا و توانا واقع میشود و مستحق دخول در بهشت برین می گردد . برعکس،هرگاه نیت و اندیشه انسانی خوب نباشد و به وسوسه اهریمن نفس و هوی گرفتار شود به طور یقین گفتار او سراسر دروغ و اعمالش گناه و معصیت خواهد بود.بدین سبب است که پیامبر ایرانی در هشتاد و پنج قرن پیش ( بین 3700 تا 8500 سال پیش ) این سه اصل اخلاقی و دینی را به ابناء بشر ارزانی داشته و تعلیم داده و آنها را سرچشمه سایر تعالیم اخلاقی قرار داده است.

مطابق کتاب اوستا،در بهشت،برای به کار بستن هر یک از تعالیم مزبور مقام و مرتبه ویژه ای معین شده که در کتاب مینو خرد(یکی از کتابهای پهلوی)فصل پنجاه و هفت فقره سیزده با نامهای هومتگاه(جای اندیشه نیک)هوختگاه(جای گفتار نیک)و هورشت گاه(جای کردار نیک)ذکر شده است. راجع به سه طبقه از بهشت در فصل هفت و هشت و نه کتاب ارداویرافنامه شرحی آمده است که مطابق آن طبقه اول که مکان اندیشه نیک است در کره ستارگان،طبقه دوم در فلک ماه و طبقه سوم در فضای بلندترین روشنایی است.

روان نیکوکار پس از طی مرحله و داخل شدن در سه طبقه بهشت به فضای فروغ بی پایان و روشنایی مطلق میرسد که در اوستا به انَغره رَئوچه معروف است و معنی آن روشنایی بی پایان است.

کلمه بهشت در اصل وَهیشتَ بوده که اشاره به بهترین های جهان و زندگانی خوب دارد.در اوستا برای بهشت و فردوس بهترین واژه،یعنی انگهووهیشت استعمال شده که به معنی بهترین زندگی یا بهترین جهان است(وَهیشتَ به معنی بهترین وانگهوهم به معنی جهان و مکان و هستی و زندگی است).

بارگاه جلال اهورامزدا یا عرش اعظم که آن را در اوستاگرونمان و در ادبیات فارسی گَرِزمان  گویند که خان و مان ستایش معنی می دهد. وانگهووهیشت نیز که به معنی بهترین جهان و بهشت برین است در این مکان قرار دارد. (1)

 

ادامه نوشته

گذری بر فلسفه نام ماههای ایران زمین   

گذری بر فلسفه نام ماههای ایران زمین

 

فروردین

فروردین نام نخستین ماه و فصل بها ر و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.در اوستا و پارسی باستان فرورتینام,در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است.بنا به عقیده پیشینیان,ده روز پیش از اغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته,برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر میبرند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان,هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب,به دنیای دیگر می روند.

 

 اردیبهشت

 اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء:

جزء اول((اشا))از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است,راستی و درستی,تقدس,قانون و آئین ایزدی,پاکی....و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است.جزء دیگر این کلمه که واژه ((وهیشت))باشد. صفت عالی است به معنای بهترین,بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است.در مجموع این کلمه به بهترین راستی و درستی است.  در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین  به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت((مانند بهشت))هم آمده است.

 

 خرداد

خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاهشمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات ,در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا.,همه,درست,و کامل.دوم تات که پسوند است برای اسم مونث,بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است.ایزدان تیرو باد و فروردین از همکاران خرداد می باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.

 

 تیر

تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه,در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شدهکه یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می شود.فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک ,از باران بهره مند می شود و کشتزارها سیراب میگردد. تیشتر رادر زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند.هر گاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می دهد. این کلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه کرد.

 

امرداد

امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات ,در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:

اول((ا))ادات نفی به معنی نه,دوم((مرتا)) به معنی مردنی,نیست و نابود شدنی و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابر این امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه ((مرداد))به غلط استعمال می شود.در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست. در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از :

نیک اندیشی,صلح و سازش,راستی و درستی,فروتنی و محبت به همنوع,تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد.

 

 شهریور

شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه,در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور میدانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء:خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیریه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات .چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند.روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.

 

 

ادامه نوشته

800x600

اگه شعرا   موبايل داشتند و پيغام گيرشون فعال بود !!

پيغام گير حافظ
رفته ام بيرون من از كاشانه ي خود غم مخور
تا مگر بينم رخ جانانه ي خود غم مخور
بشنوي پاسخ ز حافظ گر كه بگذاري پيام
زان زمان كو بازگردم خانه ي خود غم مخور


پيغام گير سعدي
از آواي دل انگيز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پيغام تو خواهم گفت پاسخ
فلك گر فرصتي دادي به دستم


پيغام گير فردوسي
نمي باشم امروز اندر سراي
كه رسم ادب را بيارم به جاي
به پيغامت اي دوست گويم جواب
چو فردا بر آيد بلند آفتاب

 

پيغام گير خيام
اين چرخ فلك ، عمر مرا داد به باد
ممنون توام كه كرده اي از من ياد
رفتم سر كوچه ، منزل باده فروش
آيم چو به خانه پاسخت خواهم داد


پيغام گير منوچهري
از شرم ، به رنگ باده باشد رويم
در خانه نباشم كه سلامي گويم
بگذاري اگر پيام ، پاسخ دهمت
زان پيش كه همچو برف گردد رويم


پيغام گير مولانا
بهر سماع از خانه ام ، رفتم برون ، رقصان شوم
شوري برانگيزم به پا ، خندان شوم ، شادان شوم
برگو به من پيغام خود ، هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم ، جان تو را قربان شوم



پيغام گير بابا طاهر
تليفون كرده اي جونوم فدايت
الهي مو به قربون صدايت
چو از صحرا بيايوم ، نازنينوم
فرستوم پاسخي از دل برايت

میدانی فرق بین خردمند و نادان چیست؟

میدانی فرق بین خردمند و نادان چیست؟

برایت می گویم: خردمند از اشتباهات دیگران و نادان از اشتباهات خود پند می گیرند!

- یادت باشد: اگر نتوانی ناملایمات کوچک را تحمل کنی، هرگز نمی توانی کارهای بزرگ انجام دهی!

- به یاد بسپار: بازنده ترین افراد، کسانی هستند که هرگز دست به هیچ کاری نمی زنند!

- موفقیت تنها هنگامی در تو را می زند که مهیای فرصت ها باشی!

- هرگز آرزو مکن تا جز خویشتن خویش کسی باشی، اما بکوش تا بهترین خویشتن خویش باشی!

- یادت باشد: هدفی که به درستی تعیین شده باشد، نیمی از آن تحقق یافته است!

- به یاد داشته باش: هنگامی که دیگران را گمراه می کنی، بیشتر از زمانی که آنها را آشکارا می رنجانی از تو متنفر می شوند!

- بسیاری از فشارهای عصبی، از بعضی از عادت ها ناشی می شوند، بنابراین عادت های خود را ترک کنید و در عوض، چند بار در روز کارهای دیگری انجام دهید!

- روابط خوب اجتماعی، راه ساده و لذت بخشی است برای غلبه بر فشارهای روانی!

- به یاد بسپار: یکی از راه های شیرین ساده زیستن، "مردم داری" است!

- از انجام کارها لذت ببرید، وانمود کنید که اوضاع بر وفق مرادتان است و بیشتر به قوه تخیل خود متوسل شوید تا به عقلتان!

یک نکته مهم! تغییر را خوب تعبیر کنید!

- می توانید با پذیرفتن ویژگی های سطحی یک فرد آرام، به آرامش برسید. آرام بایستید، فک هایتان را روی هم فشار ندهید، انگشت هایتان را به هم گره نکنید و صورت خندانی داشته باشید!

- به خاطر بسپار: هر کم عقلی می تواند انتقاد کند و بد و بیراه بگوید و اغلب کم عقل ها هم همین کار را می کنند!

- یادت باشد: بهترین راه برای تحقق رویا، از خواب بیدار شدن است!

- احمقانه است مطلبی بیاموزیم که بعدا فراموش کنیم!

- یادت باشد: روزی یک ساعت خواب کمتر، پنج سال به عمر کاری شما می افزاید!

- به خاطر بسپار: کسانی که نمی توانند گذشته را به یاد آورند، محکومند که آن را تکرار کنند!

- فراموش مکن: اگر می خواهید اهمیت مشکلات امروزتان را بدانید، فرض کنید که اگر چند سال بعد، به این مشکلات نگاه کنید، تا چه اندازه مهم خواهند بود!

- در دو طرف استخوان بینی، نقطه ای وجود دارد که به نقطه "آرامش" معروف است. آن نقطهکه این پیروزی بزرگی است!

ادامه نوشته


رقصهای‌ محلی‌ كوردی‌ را می‌توان‌ از ریشه‌ دارترین‌ و كهن‌ترین‌ رقصها دانست‌. هل‌ پرین‌ (حمله‌ كردن‌) یا رقص‌ كوردی‌ در گذشته‌ صرفاً با هدف‌ آماده‌ سازی‌ و تقویت‌ نیروی‌ جسمانی‌ و روحی‌ مردم‌ مناطق‌ كوردنشین‌ انجام‌ می‌شد چرا كه‌ مردمان‌ این‌ مناطق‌ در گذشته‌های‌ نه‌ چندان‌ دور همواره‌ شاهد جنگهای‌ قبیله‌ای‌ بودند و همین‌ امر حفظ‌ و آمادگی‌ همیشگی‌ را طلب‌ می‌كرد لذا مردمان‌ این‌ مناطق‌ در وقفه‌های‌ بین‌ جنگها و به‌ مناسبتهای‌ مختلف‌ دست‌ در دست‌ یكدیگر آمادگی‌ رزمی‌و شور و همبستگی‌ پولادین‌ خویش‌ را به‌ رخ‌ دشمنان‌ می‌كشیدند.

پشت‌ پا:

پشت‌ پا رقصی‌ است‌ كه‌ كمی‌ تندتر از گه‌ ریان‌ اجرا شده‌ و در بیشتر مناطق‌ كوردنشین‌ مخصوص‌ مردها می‌باشد رقص‌ پشت‌ پا همانطور كه‌ از نامش‌ پیداست‌ انسان‌ را به‌ هوشیاری‌ و به‌ كارگیری‌ تجارب‌ می‌خواند تا مبادا شخص‌ در زندگی‌ از كسی‌ پشت‌ پا بخورد.

  هه‌لگرتن‌ :

هه‌ لگرتن‌ در لغت‌ به‌ معنای‌ بلند كردن‌ چیزی‌ می‌باشد. این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ و شاد اجرا می‌شود كه‌ با شور و جنب‌ و جوش‌ بسیار به‌ سوی‌ هدف‌ روانه‌ است‌. ریتم‌ تند ملودی‌ مخصوص‌ این‌ رقص‌ هر گونه‌ كسالت‌ و خمودی‌ را نفی‌ كرده‌ و بر اهمیت‌ نشاط‌ و هدفمندی‌ در زندگی‌ تاكید دارد.

  فتاح‌ پاشایی‌ :

فتاح‌ از نظر لغوی‌ به‌ معنی‌ جنبش‌ و پایكوبی‌ است‌.

ملودی‌ این‌ رقص‌ در سر تاسر كوردستان‌ به‌ شكلی‌ یكنواخت‌ و با ریتمی‌ تند اجرا می‌شود و لذا این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ می‌باشد بیشتر مردم‌ كردستان‌ از این‌ رقص‌ استقبال‌ می‌كنند. این‌ رقص‌ نشانگر انسانی‌ است‌ كه‌ به‌ شكرانه‌ كسب‌ موفقیت‌ها و استفاده‌ از نعمتهای‌ خداوندی‌ خوشحالی‌ خود را به‌ نمایش‌ گذاشته‌ است‌.

 لب‌ لان‌ :

این‌ رقص‌ با ریتمی‌ نرم‌ و آهسته‌ پس‌ از فتاح‌ پاشا اجرا می‌شود و می‌توان‌ در آن‌ لزوم‌ تنوع‌ در زندگی‌ را مشاهده‌ كرد. پس‌ از اجرای‌ پر جنب‌ و جوش‌ رقصها گه‌ ریان‌، پشت‌ پا، هه‌ لگرتن‌ و فتاح‌ پاشا به‌ ضرورت‌، رقصندگان‌ لب‌ لان‌ می‌رقصند تا كمی‌ استراحت‌ كرده‌ و تجدید قوا كنند رقص‌ لب‌ لان‌ در واقع‌ انسان‌ را از غلبه‌ احساسات‌ زودگذر نهی‌ كرده‌، وی‌ را پس‌ از طی‌ مرحله‌ ضروری‌ شور و مستی‌ به‌ قلمرو تفكر دور اندیشی‌ و باز نگری‌ رهنمون‌ می‌سازد در این‌ رقص‌، شركت‌ كنندگان‌ آرامش‌ خاصی‌ را احساس‌ می‌كنند.

 چه‌پی‌ :

چه‌پی‌ همانطور كه‌ اسمش‌ پیداست‌ به‌ معنای‌ چپ‌ می‌باشد ملودی‌ این‌ آهنگ‌ با وزن‌ دو تایی‌ اجرا شده‌ و در بیشتر مناطق‌ كوردنشین‌ از جمله‌ كرمانشاه‌، كوردستان‌، سنجابی‌، بسیار از آن‌ استقبال‌ می‌شود.

فلسفه‌ این‌ رقص‌ قوت‌ بخشیدن‌ به‌ قسمت‌ چپ‌ بدن‌ می‌باشد چرا كه‌ معمولاً قسمت‌ چپ‌ بدن‌ در انجام‌ امور روزمره‌ نقش‌ كمتری‌ داشته‌ و به‌ مرور زمان‌ تنبل‌ می‌شود و برای‌ استفاده‌ متعادل‌ از تمامیت‌ جسمانی‌ همواره‌ باید بكارگیری‌ اعضاء سمت‌ چپ‌ بدن‌ آنها را تقویت‌ كرد.

 به‌ همین‌ منظور در رقص‌ چه‌ پی‌ قسمت‌ چپ‌ بدن‌ تحرك‌ بیشتری‌ یافته‌ و از خمودگی‌ خارج‌ میگردد. در منطقه‌ كرمانشاه‌ بیشتر زنها از این‌ رقص‌ استقبال‌ می‌كنند.

 زه‌‌نگی‌ یا زندی‌ :

در این‌ رقص‌ رقصندگان‌ یك‌ قدم‌ به‌ جلو گذاشته‌ و سپس‌ یك‌ قدم‌ به‌ عقب‌ می‌روند و این‌ حالت‌ تا پایان‌ ادامه‌ می‌یابد در این‌ رقص‌ ضرورت‌ احتیاط‌، دور اندیشی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ عملكرد از جانب‌ انسان‌ به‌ تصویر كشیده‌ می‌شود. در واقع‌ در این‌ رقص‌ سنجیده‌ گام‌ برداشتن‌ تبلیغ‌ می‌گردد.

  شه‌ لایی‌ :

این‌ رقص‌ را كه‌ با ریتم‌ لنگ‌ اجرا می‌شود می‌توان‌ یك‌ تراژدی‌ شكست‌ دانست‌ در این‌ رقص‌ قدمها لنگان‌ لنگان‌ برداشته‌ می‌شوند تا شكست‌ در برابر چشمان‌ حضار ترسیم‌ گردد و در ترسیم‌ این‌ مصیبت‌ كسی‌ زبان‌ به‌ سخن‌ نگشاید.

  سه‌ جار :

این‌ نوع‌ رقص‌ با ریتم‌ آرام‌ و گاهاً تند است‌ كه‌ همان‌ طور كه‌ از اسمش‌ بر می‌آید به‌ معنی‌ سه‌ بار (سێ‌ در رسم‌ الخط‌ كوردی‌) است‌ كه‌ در آن‌ سه‌ حركت‌ پا و سه‌ حركت‌ به‌ جلو وجود دارد و به‌ گونه‌ای‌ یاد آور عدد مقدس‌ ۳ در فرهنگ‌ فلكلوریك‌ كردهاست‌.

خان‌ امیری‌ :

این‌ رقص‌ نیز با ریتمی‌ تند همراه‌ است‌ و در آن‌ دستی‌ از هم‌ باز و در بالا قرار می‌گیرد و حلقه‌ای‌ باز تر و فراختر می‌سازد و بیشتر تناسبی‌ است‌ بین‌ حركت‌ دستها و پاها این‌ رقص‌ كه‌ در آن‌ گونه‌ای‌ خود نمایی‌ و غرور خانی‌ نیز دیده‌ می‌شود تداعی‌ كننده‌ پیروزی‌ و پرواز پرندگان‌ را در خاطر می‌آورد.


علی اشرف نوبتی، فرزند اسدالله، متخلص به پرتو

 

علی اشرف نوبتی، فرزند اسدالله، متخلص به پرتو، در ششم مهرماه ۱۳۱۰ هجری شمسی در کرمانشاه متولد شد،تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود به پایان رساند،سپس در پیشه ی فخاری به کار پرداخت.

پرتو از حافظه ی قوی و نیرومندی برخوردار است و از میان شعرای متقدم به شاهنامه ی فردوسی ، شعر حافظ و صائب بیشتر دلبستگی یافت و از آنها مایه گرفت و از میان شعرای معاصر به اشعار شهریار ابراز علاقه کرد و در ضمن در انجمنهای ادبی شهر خود کرمانشاه شرکت جست و به رونق شعرش افزود و سروده هایش مورد توجه قرار گرفت.

پرتو به گفته خود در شعر مقید به هیچ گونه سبک و فرمی نبوده و شعر را چیزی ورای کلام موزون و متعارف می داند . وی هزاران بیت از انواع مختلف شعر فارسی و کردی دارد .هر چند در انواع شعر طبع آزمایی کرده است، اما در غزلسرایی از مهارت و توانایی کاملی برخوردار است.وی امروز یکی از شعرای برجسته و نامور کرمانشاهان به شمار می رود و شعرش مورد توجه محافل ادبی قرار گرفته است. در سال ۱۳۷۳ مجموعه ی اشعار و سروده هایش به اهتمام محمد علی سلطانی و خط فریبا مقصودی توسط موسسه فرهنگی نشر سُها برای دوستداران ادب فارسی منتشر شد.

برداشت از کتاب: سخنوران نامی معاصر ایران، تالیف:سید محمد باقر برقعی _ جلد دوم،تاریخ انتشار:۱۳۷۳ _ نشر خرم قم 

نمونه ای از شعر وی:

خورشید سر به خاک خفتن دارد - ماه از افق آهنگ شکفتن دارد

شب را که ز راه می رسد دریابید - شاید سخنی برای گفتن دارد.

تاریخ مختصر ایل کلهر ازابتداتامشروطیت

http://media.farsnews.com/Media/8208/Images/jpg/A0021/A0021135.jpg

پس از فروپاشی امپراتوری ساسانیان و ورود اعراب مسلمان به ایران مناطق غربی معبر ورود آنها به داخل سرزمین های ایران بود.هرچند ازاینزمان تاابتدای حکومت صفویان از کلهر ها سخنی بهمیان نیامده است،ولی ازکردها کهسلسه هایی در شمال غربی وغرب ایران وموصل والجزیره ودیاربکر تشکیل داده انددرتاریخ نامبرده شدهاست.ایل کلهر بدون شک در قالب کلی کرد دراین زمان مصدر کارهایی بوده واقدامات وسیعی در عرصه سیاستوجنگ ها انجام داده است که به دلیل نداشتن تارخ نگارش یافته بر ما معلوم نیست.

اما اشاره مستند ومکتوب به کلهرها به دوره ی صفویه باز می گردد.دوره ای که سراسر مملو از جنگ وخون ریزی با امپراطوری عثمانی بر سر مسائل مختلف بوده است.ایرج افشار در تحقیقات خود راجع به کرد های کلهر می نویسد:

((از ابتدای دوره شاه طهماسب اول(1576-1524 م)تاریخ نویسان ضمن سخن از حاکم کردهای کلهر می نویسد:کوچ نشینان کلهر بین کرمانشاهان و مرز ایران سا کن بودند گویا در ابتدای امر نفوذ دولت ایران در میان آنها کم بوده است.ضمن وقایع سال 1544م ماخذ چنین می گوید:کهگروهی برای تنبیه ایل کلهر که همیشه یاغی بودندفرستاده شدند(به نظر من این گروه شکست خوردند) وبه گفته منابع همیشه 500نفراساقی را آماده خدمت می کرده وظاهرا حاکم ایل دارای موقعیت مستقلی بوده استیکی ازسیاست صفویان برای ایلات مختلف انتخاب حاکم آنها ازمیان قزلباشان بوده که باعث نارضایتی می شده.ولی در زمان سلطنت شاه عباس کبیر ان سیاست تغییر کره وحاکم ایل از میان خود ایل انتخاب می شده.که این دوره یکی از دوره های طللیی ایل کلهر به شمار می آید.

بافروپاشی صفویان به دست افغان ها- که در این زمان ایران در هرج ومرج بود- همسایه غربی ایران که فرصت را منسب دید به ولایات غربی ایران هجوم آورده وآنهارا تصرف کردهرچند اشرف افغان توانست برتر کها غلبه کند ولی از ترس مخالفان داخلی با امپراطوری عثمانی صلح کرد.

باظهور ناد و قدرت گیری اواین فکر در ذهن شاه طهماسب دوم رسوخ کرد که به جنگ با عثمانی برود و او در این جنگ شکست خورد وبا آنها معاهده ایبست که طبق آن پنج منطقه از محال کرمانشاه به احمدپاشا والی بغداد واگذار شد.

ایل کلهر جزو این پنج محال بود که بابرگشت نادر از جنگ با افغانها معلهده پذرفته نشد واین پنج محال جزء کرمانشاه باقی ماند.

نادر پس از انتخاب به پادشاهی ایران در دشت مغان سیاست جابجای ایلات وعشایر را به اجرا درآورد چون از قدرت و نافرمانی ایل کلهر با خبر بود برای آرام کردن آنها گروه زادی از اعراب میش مست وتر کمانان را به قلعه معرف کرمانشاه فرستاد.که نجف قلی خان کلهر به آن اعتراض کرد ونادر دستور داد او را کور کنند.

بس از مرگ نجف قلی خان علی خان کلهر ایل بیگی کلهر ها رابدست آورد وبا سقوط نادر شاه ایلات زنگنه وکلهر بر سر اعراب میش مست و ترکمانان ساکن در قلعه ریخته وآنان را تار ومار و مجبور به فرار کردند.

با به قدرت رسیدن کریم خان ایل کلهر وارد عرصه جدیدی شد.

کریم خان پس از فارغ شدن از تسخیر تهران،قزوین و عراق به سمت کر مانشاه آمد ودر محل هارون آباد(اسلام آباد کنونی)بزرگان ایل کلهر از او استقبال کردند.کریم خان در این دیدار یک وصلت سیلسی باایل کلهر انجام داد وبردر زاده یا دختر علی خان کلهر را به عقد خویش درآوردواین مراسم کنار چشمه ای در ماهیدشت که هنوزبه(چیه نی شا پسن)معروف است آنجام گرفت.

پس اززندیه قاجار به سریر ملا ابران تکیه کردندکه در این زمان قدرت ایل کلهر به دست خاندان حاجی زاده ها افتاده بود. در زمان فتحعلی شاه که جنگ با عثمانی به نهایت خود رسیده بود و باشروع درگیری در غرب فتحعلی شاه پسر خود محمد علی میرزا دولت شاه را به حکومت کلیه ولایات غربی منصوب کرده بود.

در این زمان در گیری سختی رخ داد که کردهای کلهر رشادت را به سرحد اعل رساندند.خاندان حاجی زاده که ریاست کلهر را در دست داشتند در منطقه ای در15کیلومتری شهر گیلانغرب با وقای عثمانی چنان دلیرانه جنگیده وآنان راشکست دادند که آن منطقه هنوز به  یاد مردان غیور کرد به رهبری حاجی زاده ها به تنگه ی حاجیان معروف است.


علت نامگذاری ایل کلهر

در علت نامگذاری این ایل اصیــل کــرد بانام کلــــهر  گروهی را عقیده بر این است که بایـددرسـاخت،ریشـه ومعـانی آن دقیق شـد تا بتوان آن را آنچـنان که واقعیت داشـته است معنی نمود.لفظ  کلهر با فتح کاف وضم ها از دو بخش ((کل)) و ((هور))یا((هر)) تشکیل شده است این کلمه با تلفظ های مختلف درمنابع متعدد آمده است ازقبیل کلهور،کلهر،((کردی آن کلر)).
کل به معنای آهوی کوهی نر میباشد واز خصوصیات این حیوان همانا شجاعت وجنگندگی وجست وخیز فراوان است.قسمت دوم کلمه، هور یا هر ((خوه ر)) میباشد که در لغتنامه ها به معنای خورشید وآفتاب آمده است.از ویژگی های خورشید درخشندگی وسرعت وجذابیت آن است.حال اگر بهدنبال وجه شبه این دو کلمه کل و هور با مردمان ایل کلهر بگردیم باید نظری داشته باشیم به زیستگاه وقلمرو آنها یعنی دامنه ها وارتفاعات پر فراز ونشیب زاکرس.مردمان این ایل در طول تاریخ با ناملایمات طبیعی دست وپنجه نرم کرده باشجاعت وجنگندگی همانند آهو و کل،کوه ها وصخره هارا درنوردیده ورام خواسته های خویش کرده اند و مهاجمانی را که از صفهات غربی ایران قصد سوئی نسبت به ایران داشته وخواسته اند از سرزمین آنها عبور کنند وآنجا را ویران کنند عقب رانده وآنهارا به خاک مذلت نشانده از طرف دیگر گروهی عقیده دارند که کلهر ها شاخه ای از نژاد کرد های اصیل آریایی میباشند و این ها به خاطر چهره های بشاش وجذاب وهمچنینسرعت فوق العاده ای کهدر پیمودن کوهها وگردنه های صعب العبور داشته و دارند،به خورشید که مظهر جذابیت وآهوی کوهی تشبیه کرده اند.

نام اين زن را به خاطر بسپاريد

همه آنهایی که سفری به کرمانشاه داشته‌اند، وبراي اولين بار مجسمه زن تبر به دست را که در یکی از میادین این شهر قرار گرفته، را دیده‌اند از خود مي پرسند كه اين زن كيست و مگر چه كرده كه تنديس او را اينچنين نصب كرده‌اند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، «فرنگیس حیدرپور» متولد سال ۴۱ از روستای «گور سفيد» گیلانغربی است که در جریان جنگ تحمیلی با رشادت و شجاعت خود حماسه‌ای را آفرید که بر اثر آن به شیرزن ایران شهرت یافت.

ماجرای فرنگیس به روزهای آشفته‌حالی دختر جوانی برمی‌گردد که هنوز رخت عزای برادر شهیدش را به تن داشت که خبر شهادت اعضای خانواده اش را در حادثه اصابت گلوله توپ دشمن به اتومبیل حاملشان می‌شنود.

فرنگیس حیدرپور در این مورد می‌گوید: «سال ۵۹ بود و من ۱۸سال داشتم که آنها به روستای ما حمله کردند و ما خیلی شهید دادیم، مردم مجبور شدند فرار کنند و در دره مخفی شوند. در این جریان از اعضای خانواده من هشت نفر (برادر، دایی، عمو، پسردایی، دختر دایی، دختر عمو و …) شهید شدند.
همان روز که به دره رفتیم، نزدیکی‌‌های غروب بود که تشنه و گرسنه شدیم؛ من با پدر و برادرم به روستا آمدیم تا غذا بیاوریم. آخر چیزی پیدا نمی‌شد. نزدیک رودخانه دو سرباز دشمن را ديديم؛ از دست آنها به شدت خشمگین بودم، من تبر به دست، به سمت آنها حمله ور شدم که یکی از آنها کشتم و دیگری را زخمي كردم و درنهايت به اسارت در آوردم.»
 
وي كه اكنون داراي 4 فرزند است، مي گويد: در موقع اين حادثه 18 بهار از عمرم گذشته بود و در همان آغازين روزهاي جنگ، شاهد شهادت دختر عمو، پسر عمو، دايي و اسارت 2 برادر خود بودم و زماني كه با اين دو عراقي برخورد كرديم بدون هيچ درنگي با تبر به آنها حمله‌ور شدم.

اين زن شجاع در پاسخ به اينكه آيا آن تبر را هنوز در اختيار دارد يا خير مي گويد: در ديداري كه با سرلشكر فيروزآبادي در تهران داشتم به دليل ممنوعيت حمل آن در هواپيما آن را به ايشان تقديم كردم.

وي كه اينك افتخار مي‌كند توانسته در زمان جنگ با دفاع از خود و ميهن اسلامي تا اندازه‌اي دين خود را به نظام اسلامي ادا كند، مي افزايد: اگر دوباره كشورم مورد تجاوز دوباره قرار گيرد باز هم همانند گذشته آماده فداكاري و شهادت هستم.

ارادت مردم کرد به آقا امام رضا


ارادت به آقا امام رضا پیر وجوان ونوزاد نمیشناسه از ۱۵۰۰ کیلومتر دورتر از مشهدالرضا به

غشق آقا میان زیارت آخه کردها آقا مون امامرضا رو خیلی دوست دارن شیعه وسنی نداره مهر آقا

توی دل سونی های منطقه کرمانشاه مثال زدنی ......... تو این تصویر همه چیز رو میشه فهمید

 

التماس دعای مخصوص دارم

يحيي اكبري، رييس خانه كارگر كرمانشاه: آمار واقعي بيكاران كرمانشاه معلوم نيست ...

گفت وگو با :

    يحيي اكبري، نامش با كارگران كرمانشاه پيوند خورده است. سابقه اين رابطه به ظاهر ناگسستني به 15 سال پيش برمي گردد كه اكبري در سن 27 سالگي درگير مسايل هم صنفان خود شد.
    
    15 سال درگيري روزانه با مسايل كارگران اكبري را از _كم و كيف مسايل كارگري آگاه كرده است. مسايل كارگران كرمانشاه، استاني كه يكي از سكوي اول استان هاي بيكار را مدت زيادي است در اختيار گرفته محورهاي اين گپ آخر بود.
    
    يحيي اكبري رييس خانه كارگر شهر كرمانشاه و برادر او رييس خانه كارگر استان است.

    
    
    
    وضعيت بيكاري در شهر كرمانشاه چگونه است؟
    
    آمارهاي متفاوتي از سوي مسوولان استاني ارايه شده است. سازمان تامين اجتماعي اخيراً اعلام كرده است _126 هزار بيكار داريم. اما استاندار در جمع دو وزير كار و رفاه كه اخيراً به كرمانشاه سفر كرده بود آمار بيكاران را 140 هزار نفر اعلام كرد.
    
    از نظر شما كدام يك آمار واقعي بيكاران به كرمانشاه است؟
    
    استنباط ما اين است كه آمار بيكاران از اين رقم اعلام شده توسط دو مسوول بيش تر است.
    
    از نظر مجامع كارگري وضعيت بيكاري چگونه است؟
    
    اگر كارگران ميداني، فصلي و خدماتي را كه در داخل آمارها گنجانده شد، حذف كنيم آمار بيكاران بيش تر مي شود اگر با اغماض نگاه كنيم مي توان آمار 140 هزار نفري كه استاندار بيان كرده است، به واقعيت نزديك تر توصيف كرد.
    
    به نظر شما چرا آمار بيكاران يك شهر تا اين حد بايد متفاوت و متناقض باشد؟
    
    اگر بگوييم پشت سر اين نوع آمارها يك انگيزه هاي غيرمديريتي نهفته است،سخني بي راه نگفته ايم.
    
    چرا؟
    
    هيچ استانداري در طول بعد از انقلاب به كرمانشاه نيامده است كه آمار بيكاران را پايين اعلام كند، به عكس بسيار بالا هم اعلام كرده است، چون اعتبارات و تسهيلات ارتباط تنگاتنگي با ميزان بيكاري دارد.
    
ادامه نوشته

 آقا! هاتی خوش هاتی

دیدار بیاد ماندنی مهر و عطوفت با مردم غیور کرمانشاه

 
سفر مهر در مهر
نمایشی با شکوه از شوق وصال عاشقان ولایت در کرمانشاه

خبرگزاری فارس: مردم ولایت‌مدار کرمانشاه در نمایشی باشکوه اوج عشق و ارادت خود را به راه امام و ولایت فقیه به جهانیان نشان دادند.

خبرگزاری فارس: نمایشی با شکوه از شوق وصال عاشقان ولایت در کرمانشاه

 به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، اشک شوق، دیده‌های بسیاری از منتظران را آمیخته به محبت و عشق کرده و چشم‌ها از حرارت ولایت و محبت مولایشان ارغوانی رنگ شده بود.
برخی که تاب و تحمل فشار جمعیت را نداشتند برای دیدن رهبرشان به بلندی‌های اطراف خیابان متوسل شده‌ بودند. مادرانی که عکس شهید خود را به آغوش کشیده‌ بودند و با دلی مالامال از محبت ولی‌امر به زحمت خود را بر نوک پنجه‌های پا نگه داشته بودند و تمام تلاش آنها این بود که نگاهشان به نگاهی دوخته شود که سال‌هاست تنها از قاب تلویزیون آن را به نظاره نشسته‌ بودند، اما این بار نه نگاه بلکه عطر وجود مرادشان آنها را به وجد آورده بود.
سیل جمعیت شهروندان کرمانشاهی با در دست داشتن پلاکاردهایی با نوشته‌های "جانم فدای رهبر"، "ای جوانان حیدری باید شدن، جان فدای رهبری باید شدن"، "خاک پای رهبرم توتیای چشم ما" و "هاتی خوش هاتی" برای دیدار مولا و مقتدایشان لحظه‌شماری می‌کردند.
تعداد زیادی از جمعیت مشتاق از شهرستان‌ها و استان‌های مختلف در میدان آزادی جمع شده بودند و منتظر قدوم مبارک مقام معظم رهبری بودند.
تمام راه‌های منتهی به میدان آزادی تا استادیوم آزادی مملو انبوه جمعیت مشتاق بود و همه بی‌قرار و چشم‌انتظار ورود مقام معظم رهبری بودند.
لحظه‌های انتظار برای دیدار مقام معظم رهبری به سختی سپری می‌شد، صدای تپش‌های قلب مردم را قابل شنیدن بود.
موج جمعیت آنقدر زیبا در حال حرکت بودند که قلم قدرت نوشتن آن را نداشت. چشم‌های گریانی مشاهده می‌شد که اشک شوق را به پای رهبر عزیز خود می‌ریختند.
زوج جوانی دو قلوی خود مهدی و محمد را با سر‌بند یا خامنه‌ای در بغل داشتند و به سمت محل وصال می‌رفتند.
سیل جمعیت عظیم مشتاق دیدار رهبری در میدان آزادی امروز برگ زرین دیگری را برای تاریخ استان رقم زد؛ دوربینی وجود نداشت که قدرت به تصویر کشیدن احساسات کرمانشاهیان را داشته باشد هر چند دوستان فیلمبردار و عکاس دوست داشتند تمام لحظه‌ها را شکار کنند ولی لنزهای دوربین فقط می‌توانست بخشی از جمعیت را در خود جای دهد.
مردم نامه‌هایی را در دست داشتند اگرچه نمی‌توانستند از نزدیک سلام گرمی را تقدیم کنند اما در ابتدای نامه‌ها نوشته بودند سلام رهبر، خدا قوت‌.
لحظه‌های انتظار به سختی سپری می‌شد صدای قلب مردم را می‌شد شنید‌ ولی سیل جمعیت تا ورزشگاه آزادی که محل سخنرانی بود در حال حرکت بودند.
ماموران در دو طرف خیابان ایستاده ‌بودند و سعی داشتند نظم را در میان استقبال‌کنندگان برقرار کنند.
در میدان آزادی کرمانشاه ‌همه در یک صف قرار گرفته بودند و خودرو حامل رهبر فرزانه خود را بدرقه می‌کردند و ابراز عشق به ولایت‌ در نگاه همه آنها موج می‌زد.
تصویر رهبر معظم انقلاب اسلامی در دستان مردم بالاتر از هر چیزی به چشم می‌خورد‌. کودکان و نو‌جوانانی که از مدارس با لباس یکدست به استقبال آمده‌ بودند با شور و اشتیاق احساسات خود را از صحنه‌‌هایی که می‌دیدند برای یکدیگر توصیف می‌کردند اما آنچه بیش از همه قابل توجه بود حضور مردمانی بود که ظاهر و پوششی متفاوت داشتند اما در عشق به رهبر یکدل و یکصدا بودند.
‌همه در یک صف قرار گرفته‌ بودند و ماشین حامل رهبر فرزانه خود را بدرقه می‌کردند و ابراز عشق به ولایت‌ در نگاه همه آنها موج می‌زد.
جمعی از مساجد همراه با مولودی‌خوانی و تصاویر به دست با نگاهش ماشین رهبری را دنبال می‌کردند. فریاد شادی‌ مردم صدای بلند‌گوهایی را که در طول مسیر کار گذاشته‌ بود را ساکت کرده بود.
جوان‌ترها در بلندی‌های اطراف مسیر استقبال سعی می‌کردند‌ بهتر رهبرشان را ببینند.
کشاورز‌، بازاری‌، کارمند و... یک صدا فریاد می‌زدند "ای رهبر آزاده آماده‌ایم آماده."
جوان‌های شهر‌های کنگاور، گیلانغرب و پاوه تاب و تحمل انتظار ورود رهبر به شهرستان خود را نداشته و به کرمانشاه آمده‌ بودند.
تنوع پوشش‌ها و رنگ‌های آمیخته با رنگ درختان زیبا‌ترین منظره را ایجاد کرده است‌ اما زیبا‌تر از همه چیز صداهایی بود که بی‌رنگ و تعلق عشق رهبر خود را فریاد می‌زدند.
ورزشگاه آزادی دیگر جایی برای سیل مشتاقان رهبری نداشت،‌پیرمردی که شاید هیچگاه مثل امروز دندان ندامت بر لب نمی‌گزید و از جوانی از دست رفته خویش حسرت نمی‌خورد در این تفکر بود که چرا رمقی در او نمانده بود تا مانند جوانی که از شروع مسیر استقبال خودروی حامل رهبرش را رها نمی‌کرد توفیق دیدار برایش پیدا شود برای او تنها یک راه مانده بود اینکه سادگی و صفای دلش را با ظاهر ساده‌ترش همراه کند و منتظر بماند شاید کمی جلوتر سیمای رهبرش را هنگامه سخنرانی در ورزشگاه آزادی از فاصله‌ای کمی دورتر به نظاره بنشیند و از راه سماع به وجد درونی نائل شود.
در میان جمعیت مشتاق دیدار رهبری جانبازان خود را از هر کسی به ایشان نزدیک‌تر می‌دیدند؛ 18 هزار جانباز استان آقا را از خودشان می‌دانستند، گویی ایشان را تنها کسی می‌پنداشتندکه سخن از دل مجروح آنها می‌گوید.
این جانبازان شباهت قامت رنجور خود با جسم مجروح رهبرشان را پلی برای ارتباط قلب‌هایشان با مولای خود قرار داده بودند گویی که سال‌ها درد، رنج و جراحت حاصل از جنگ با درد تن‌فرسایی که از فراق حاصل شده بود همه را با قدوم یار خویش به دست تاریخ سپرده‌ بودند و عنان و اختیار چشم‌های پر از اشک خود را یکجا به دل شوریده‌شان سپرده بودند.
کودکانی که بر دوش پدران خود با افتخار و غروری پاک بر دیگران فخر‌فروشی می‌کردند. آنانی که شاید هنور هم در باورشان نمی‌گنجید این همان آقایی است که در کتاب‌های درسی کنار تصویر امام خمینی (ره) بر تمثال مبارکش بوسه می‌زدند و الفبای درس زندگی و ولایت دوستی خود را نزد پدر و مادرشان پس می‌دادند.
دختر‌بچه‌ای بر دوش پدر با دستی چنگ در موهای او انداخته بود و دست دیگرش خودروی حامل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را نشانه رفته بود و نگاهی به خودرو می‌کرد و با نگاه دیگرش تمام سعی‌اش این بود تا ذوق و شوق وصف‌نا‌پذیر خود را به پدر بفهماند پدر اما متفاوت از دخترش بود او نگاه ژرف خود را به 23 سال پیش برده بود روزهایی که کرمانشاه وحشت آماج گلوله و موشک را با حضور مقام معظم رهبری در شهرشان فراموش کرده بودند این بار اما شور ولایت بود که گام‌های او را به دنبال دلش کشانده بود.
اما غریبه‌ای که گوشه‌ای از آداب و فرهنگ کرمانشاه و دیار کرد‌نشینان را لمس کرده باشد یقینا با طریقه نمایش اوج احساسات مردمان کرد آشناست. عده‌ای جوان دست در دست هم حلقه شادی تشکیل داده‌ بودند و تمام احساس و هیجان خود از وصال یار را هماهنگ با موسیقی سنتی و کردی به اطرافیان بیان می‌داشتند.
در این میان ماموران انتظامی و امنیتی که در طرفین مسیر مستقر شده‌ بودند و تنها وجه تمایزشان با دیگر مشتاقان سفر رهبر پوشش آنها بود ترجمان نگاهشان حسرتی را بیان می‌داشت از اینکه نمی‌توانند چون مردم عادی به دیدار رهبرشان بشتابند و آرزوی دیرینه خود را محقق شده ببینند.
اما شاید راننده خودروی حامل مقام معظم رهبری تنها فردی بود که شوق و اشتیاق مردم کرمانشاه را تنها مانع حرکت دادن اتومبیل خود می‌دید‌.
صدای هل‌هله و شادی به گوش می‌رسید گویی جان‌ها در قالب یک تن قرار گرفته‌ بود و یک صدا‌ به عشق مولای خود فریاد‌کنان سر از پا نمی‌شناختند.
عده‌ای دیگر در گوشه‌ای از میدان با ساز و دهل و پایکوبی‌ به شادمانی و ابراز احساسات از ورود مبارک مقام معظم رهبری پرداخته‌ بودند.
جوانی تلاش می‌کرد از لابه‌لای جمعیت خود را به رهبر انقلاب برساند؛ انگار خیلی دلتنگش بود آنقدر اشک شوق ریخته بود که چشمانش به رنگ قلب پاکش درآمده است.
گروهی با لباس محلی از اهل سنت‌ کرمانشاه به عشق رهبر به میدان آزادی آمده بودند. صدای هل‌هله و شادی به گوش می‌رسید گویی جان‌ها در قالب یک تن قرار گرفته‌ بود و یک صدا‌ به عشق مولای خود فریاد‌کنان سر از پا نمی‌شناختند.
همه فریاد‌ها جز عشق به رهبری چیزی دیگر را نشان نمی‌داد، حضور نوجوانانی با سر‌بند "خامنه‌ای امام مرجع عالی‌مقام" در بین دیگران مشهود بود.
جوانان کرمانشاهی پیشرو‌ در صفوف استقبال‌ منتظر بودند تا شمارش معکوس‌ لحظه‌های انتظار به پایان برسد‌ و چشمشان به جمال نورانی و با برکت مقام معظم رهبری روشن شود و از گفته‌‌های رهبرشان تاسی بجویند‌.
این جوانان همانند آن جوانانی بودند که هشت سال تمام از کشور خود در دوران دفاع مقدس پاسداری کردند.
‌چه دل‌انگیز است وقتی می‌دیدی دختری پدر جانبازش را روی ویلچر به سمت مکان استقبال هدایت می‌کرد‌.
جای سوزن انداختن نبود معابر هر لحظه کوچک و کوچک‌تر می‌شد.
هر لحظه به تعداد جمعیت در میدان آزادی افزوده می‌شد و مردم بیشتر برای رهبرشان بی‌تابی می‌کردند و با دلی پر شور منتظر دیدار رهبرشان بودند. جوانان و نوجوانان عکس‌های آقا و جمله‌هایی در‌باره ایشان را‌ به لباس‌های خود وصل کرده بودند.
ایستگاه‌های صلواتی در مسیر استقبال به یمن و‌جود مبارک رهبر‌ شیرینی و شربت پخش می‌کردند.
جمعیت زیادی از دانش‌آموزان کرمانشاهی با سربندهایی که به‌ نوشته لبیک یا خامنه‌ای مزین شده است و چفیه‌های که بر گردن دارند، منتظر رهبرشان بودند.
بالاخره رهبر فرزانه انقلاب در میان جمعیت کثیر مشتاقان ولایت وارد استادیوم آزادی شدند.
مردم مشتاق فریادهای "ای رهبر آزاده آماده‌ایم آماده"، "صل علی محمد نایب مهدی آمد" و... سر می‌دادند.
‌آیت‌الله مصطفی علما در بدو ورود رهبری به ‌ورزشگاه آزادی‌  گفت‌: 20 ‌‌مهر ماه برای مردم این دیار‌ به یوم‌الله دیگری تبدیل شد و  برگی به تاریخ کرمانشاه اضافه شد‌.
وی افزود: جهان اسلام و امت انقلاب به خود می‌بالد که رهبر معظم انقلاب منادی بیداری و بصیرت ‌و وحدت اسلامی در جهان اسلام است و ایران را به ام‌القرای بیداری تبدیل کرده است‌.
‌علما اضافه کرد: این از افتخارات کرمانشاه است که بر سر راه زوار سیدالشهدا قرار دارد و دروازه ولایت و حب اهل بیت است‌.

مقبره  فاضل تونی

  مقبره  فاضل تونی در سال های اخیر در کنار پل کهنه کرمانشاه، مشرف بر رودخانه قره سو ساخته شده است. ملا عبدالله بن محمد تونی بشروی از علما و فقهای دوره صفویه بود و در مشهد مقدس ساکن و به تدریس و ترویج اشتغال داشت. وی در اواخر عمر به قصد زیارت ائمه عراق از خراسان حرکت کرد و در روز شانزدهم ربیع الاول سال 1071 ه.ق در کرمانشاه دار فانی را وداع گفت. شیخ علی خان زنگنه حاکم کرمانشاه نزدیک پل کهنه، وی را دفن و بر مزار او بقعه ای بنا کرد این بنا در زمان نامشخصی به کلی تخریب شده بود و در سال های اخیر مقبره جدید در این محل احداث شد

مجنون ولیلی

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست



عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود



سجده ای زد بر لب درگاه او

پر ز لیلا شد دل پر آه او



گفت یا رب از چه خوارم کرده ای؟

بر صلیب عشق دارم کرده ای



جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای



نشتر عشقش به جانم میزنی

دردم از لیلاست آنم میزنی



خسته ام زین عشق دلخونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن



مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو / این لیلای تو ..... من نیستم



گفت ای دیوانه لیلایت منم.

در رگ پنهان و پیدایت منم



سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی



عشق لیلا در دلت انداختم.

صدقمار عشق یکجا باختم



کردمت آواره صحرا نشد

گفتم عاقل میشوی اما نشد



سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت



روز و شب او را صدا کردی ولی..

دیدم امشب با منی گفتم بلی..



مطمئن بودم به من سر میزنی

در حریم خانه ام در میزنی



حال این لیلا که خارت کرده بود

درس عشقش بی قرارت کرده بود



مرد راهش باش تا شاهت کنم.

صد چو لیلا کشته در راهت کنم

 

زیرساختهای استان خراسان رضوی

 

نمایشگاه بین المللی مشهد

نمایشگاه بین المللی مشهد در عرصه ای به وسعت 60 هکتار بر فراز تپه های غربی شهر و در جایگاهی جدا از بافت های مسکونی و تجاری ساخته شده است. از این رو دسترسی و حضور در آن به سهولت صورت می پذیرد. علاوه بر آن، به دلیل نزدیکی شهر مشهد به آسیای میانه این نمایشگاه بهترین مکان برای برگزاری نمایشگاه های بین المللی در منطقه است. در حال حاضر 25 هکتار از فضای نمایشگاه مورد بهره برداری قرار گرفته که شامل 12.000 متر مربع سالن های نمایشگاهی، 17.000 متر مربع غرفه های فضای باز، سالن کنفرانس با گنجایش 500 نفر، آمفی تئاتر رو باز با ظرفیت 2.000 نفر، فضای سبز، پارکینگ های عمومی و اختصاصی، تسهیلات ارتباطی دوربرد، اتاقهای مشاوره و مذاکره، مسجد، رستوران و سایر مکانهای خدماتی می باشد. فازهای توسعه ی نمایشگاه نیز طراحی شده که بعضاً در حال اجراست.
نمایشگاه بین المللی مشهد، امکانات و تجهیزات گسترده ای را در اختیار صاحبان صنایع و بازرگانان قرار می دهد تا محصولات و کالاهای خود را به نحو مطلوب به بینندگان ارائه دهند و به معرفی و بازاریابی مطلوب بپردازند.

پارک علم و فناوری

پارک علم و فن آوری خراسان رضوی به منظور حمایت از اجرای فرآیندهای توسعه فناوری در ساختار اقتصادی و اجتماعی استان پایه گذاری شده و برای دستیابی به این هدف آزمایشگاههای تخصصی برق، الکترونیک، شیمی مواد، متالوژی و صنایع غذایی و پایلوت های تولیدی نیمه صنعتی در زمینه سرامیک، صنایع شیمیایی، صنایع غذایی و مکانیک را احداث و فعال کرده است. این مجموعه به موسسات و مراکز پژوهشی و واحدهای صنعتی خصوصی و دولتی و سایر متقاضیان خدمات تخصصی ارائه می دهد.
خدمات آزمایشگاهی پارک علم و فناوری خراسان رضوی عبارت است از: آزمایشگاه برق، الکترونیک و مهندسی پزشکی، آزمایشگاه شیمی (عمومی و دستگاهی)، آزمایشگاه طراحی و متالوژی (مکانیک)، آزمایشگاه کشاورزی و صنایع غذایی، آزمایشگاه بیوتکنولوژی و کشت بافت، آزمایشگاه مواد و سرامیک.
مجتمع مذکور، همچنین خدمات کارگاهی زیر را به صورت خدمات تولیدی محدود (پایلوت) انجام می دهد: پایلوت شیمی، پایلوت صنایع غذایی، پایلوت سرامیک.
پارک علم و فناوری خراسان رضوی گواهینامه های معتبری شامل: (گواهینامه تایید آزمایشگاه های آزمون مواد) و (گواهینامه آزمایشگاه معتمد در رشته شیمی) را از سازمان های رسمی استان دریافت کرده است.
این مجتمع به منظور بهره برداری از حداکثر ظرفیت ها و توانمندیهای سخت افزاری و آزمایشگاهی منطقه، کار راه اندازی آزمایشگاه مجازی را در دست اقدام دارد
.

وبلاگ پسرم امیر محمد

سلام به تمام دوستان خوبم...

میخوام وبلاگ پسرم رو بهتون معرفی کنم:

http://nafasam-amir.blogfa.com  حتما  سری بزنید...

 صاحب وبلاگ  هنوز بدنیا نیومده ولی از همتون میخوام که دعا کنید

سالم بدنیا بیاد ( انشاالله) ...

۱۷ روز مونده به دیدار منو پسرم

 

دانشگاه‌های مشهد

دانشگاه‌ها

این شهر با دارا بودن مراکز دانشگاهی و آموزش عالی بسیار بویژه دانشگاه فردوسی مشهد با بیش از ۲۳ هزار دانشجوی داخلی و خارجی و نیز دانشگاه علوم پزشکی مشهد، عملاً به قطب دوم دانشگاهی کشور پس از تهران مبدل شده‌است. علاوه بر آن شهرداری مشهد در سال ۱۳۸۷ هجری شمسی توسط سازمان بین‌المللی کلان شهرهای جهان متروپلیس به عنوان دومین مقر آموزشی این سازمان پس از مونترال در کانادا انتخاب شده‌است.

اسامی برخی دانشگاه‌های مشهد به شرح زیر است: دانشگاه فردوسی مشهد، موسسه آموزش عالی حکمت رضوی، موسسه غیر انتفاعی خیام، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، موسسه آموزش عالی سجاد مشهد، موسسه آموزش عالی خاوران، دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، دانشکده فنی سما، جهاد دانشگاهی مشهد، دانشگاه پیام‌نور مشهد، مرکز تربیت معلم شهید بهشتی مشهد، موسسه اموزش عالی بینالود مشهد، موسسه آموزش عالی بهار، موسسه آموزش عالی تابران، موسسه آموزش عالی توس مشهد، دانشکده فنی شهید منتظری، دانشکده فنی مهندسی ثامن الحجج، دانشگاه امام رضا، حوزه علمیه مشهد، مدرسه علمیه آیت‌الله‌العظمی خویی، مؤسسه آموزش عالی اقبال لاهوری مشهد، مؤسسه آموزش عالی سلمان، مؤسسه آموزش عالی خراسان، مؤسسه آموزش عالی فردوس موسسه اموزش عالی کاویان، مؤسسه آموزش عالی اسرار، موسسه آموزش عالی خاوران، موسسه آموزش عالی مطهر مشهد وابسته به دانشگاه فردوسی

موزه های مشهد الرضا

موزه‌ها

در سطح شهر مشهد حدود ۱۵ موزه مشغول‌ فعالیت هستند که دارای بازدیدکننده فراوانی هستند. مجموعه موزه‌ها یا گنجینه‌های آستان قدس رضوی که در محدوده حرم رضوی قرار دارد و یکی از بزرگترین موزه‌های کشور می‌باشد و دارای ده موزه جداگانه می‌باشد، موزه توس واقع در کهن شهر توس در کنار آرامگاه حکیم توس، موزه نادری واقع در باغ نادری در کنار آرامگاه نادرشاه افشار، موزه آب، موزه علوم و تاریخ طبیعی مشهد، موزه بزرگ تاریخ طبیعی خراسان از جمله موزه‌های سطح شهر مشهد است؛ که بازدیدکنندگان بسیاری را به خود جذب می‌کند.

موزه مرکزی آستان قدس رضوی

هدف از ایجاد این مرکز فرهنگی در حرم مطهر رضوی غرفه اشیای نفیس و گران بها و نادر بوده که در طی زمان توسط ارادتمندان به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) تقدیم حضرت رضا گردیده‌است. این مکان پس از آخرین تغییرات در سال ۱۳۷۸ شمسی افتتاح گردید. موزه جدید هم اکنون دارای یازده موزه با موضوعات مختلف می‌باشد.

طبقه همکف ساختمان به محل نگهداری و نمایش گنجینه هدایای مقام معظم رهبری اختصاص یافته‌است. این اشیاء توسط شخصیت‌های داخلی و خارجی به ایشان هدیه شده‌است.

موزه بزرگ خراسان رضوی

طراحان موزه بزرگ خراسان رضوی با الهام از نقشه و طرح بنای هارونیه و عمارت خورشید ساختمان موزه بزرگ خراسان رضوی را آغاز نمودند. سنگ بنای اولیه این موزه به همتم شهرداری مشهد و در راستای حفظ هویت بومی و ملی و ارح نهادن به آثار و مواریث فرهنگی، تاریخی و مذهبی کلان شهر مشهد پی ریزی شده‌است. مکان این موزه در زمینی به وسعت ۴۹۰۰ متر مربع در بوستان کوهسنگی واقع شده‌است و از پرو‍ژه‌های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی است.

اجرای این طرح در ۱۲ طبقه و زیر بنای تقریبی ۱۸۰۰۰ متر مربع در سال ۸۲ از سوی شهرداری مشهد به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی واگذار شد که در آن بخش‌های مختلفی از جمله فضاهای موزه‌ای متنوع، اتاق پژوهشگران، محل نمایش نمایش دائمی اشیاء، فضای اداری و... پیش بینی شده‌است.

موزه بنیاد شهید

این مکان که در فضای اداری بنیاد شهید واقع شده در ابتدای بلوار مدرس قرار دارد، و موید گوشه‌هایی از جنگ ایران و عراق و بیشترین اشیای موجود، از سوی خانواده شهدا به این موضوع اهدا شده‌است.

موزه مردم شناسی رباط ویرانی

این موزه با هدف معرفی جایگاه و اهمیت مشاغل سنتی و بومی مشهد در سال ۱۳۸۵شمسی در محل رباط ویرانی از بناهای تاریخی دوره تیموری و صفوی ایجاد گردیده‌است. رباط ویرانی بنایی است سرپوشیده که در قرون و سده‌های پیشین در راه کاروان رو و نیشابور به توس واقع بوده اما امروزه در محور گردشگری مشهد شاندیز در ویرانی ۱۹ واقع است.

موزه علوم و تاریخ طبیعی خراسان

سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی با هدف ارتقای سطح اطلاعات عموم علاقه مندان در سال ۱۳۷۷ شمسی اقدام به تاسیس موزه علوم و تاریخ طبیعی خراسان نمود. بخشی از اشیاء ارزشمند این موزه اهدایی نمونه‌هایی توسط مردم بوده‌است.

موزه علوم زمین

این مکان در وسعتی حدود ۴۵۰ مترمربع در سال ۱۳۸۵ شمسی به بهره برداری رسید که از بخش‌های مختلف آن می‌توان به سالن مرکزی با تنوعی از نمونه سنگ‌ها، کانی‌ها، فسیل، مخزن با بیش از هزار نمونه، سالن نمایش فیلم و کارگاه اشاره کرد.

موزه تاریخ طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی

پروژه احداث موزه تاریخ طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی با مساحت تقریبی ۲۰۰ متر در سال ۱۳۸۷ ش در محل اداری واقع در بلوار وکیل آباد مورد بهره برداری قرار گرفت. این مجموعه شامل ۲۲ زیستگاه مصنوعی از جمله منطقه دشتی، کویری تپه ماهوری استپی، کوهستانی جنگلی، باتلاقی، نی زار، خور، آب‌های ساحلی و دریا می‌باشد که در آن بیش از ۳۰۰ نمونه تاکسیدرمی شده نظیر ۱۷ گونه پستاندار، ۱۱۰۰ گونه پرنده، ۳ گونه خزنده، ۵ نوع سنگواره و ۳۹ تابلو حشرات است.

گنجینه آب

این مکان در سال ۱۳۷۸ ش توسط کارشناسان آب منطقه‌ای خراسان واقع در بلوار سازمان آب افتتاح گردید. هدف از ایجاد چنین مجموعه‌ای آشنایی، بررسی و شناخت سازه‌های آبی قدیمی استان از قبیل شیوه‌های آبیاری سنتی، آداب و رسوم مرتبط با آب در مناطق مختلف، معرفی تکامل و پیشرفت صنعت آب، پل بندها، نحوه عملکرد بخدان‌ها، آب انبارها و قنات‌ها و روی هم رفته ارائه اطلاعات و مستندات به علاقمندان می‌باشد.

موزه مردم شناسی حمام مهدی قلی بیک

این موزه در کنار مقبره امیر غیاث الدین ملکشاه در ضلع غربی حرم مطهر واقع شده‌است.

موزه فردوسی و شاهنامه توس

ساختمان این موزه همزامان با بنیان آرامگاه فردوسی در بخشی از محوطه باغ برای چایخانه سنتی طراحی و سپس اجرا گردید. بعدها این بنا به موزه تغییر کاربری داد و در آن اشیاء مرتبط و آثار به دست آمده از توس و روزگار فردوسی برای بازدید فرهنگ دوستان به نمایش گذاشته شده‌است.

موزه آرامگاه نادری

این موزه در محل آرامگاه نادری در چهارراه شهدا مشهد واقع است. فضای وسیع سالن موزه دارای ویترین‌هایی است که در آن بیشتر اقلام جنگی و جنگاوری از عصر افشاریه و قاجار در معرض دید عموم قرار گرفته‌است.

موزه حوضخانه هزار دستان

این مکان با وسعتی معادل ۳۵۰ متر مربع در اواسط راسته بازار جنت واقع گردیده و پیش از تغییر کاربری به حوضخانه بخشی از یک خانه مسکونی در محله قدیمی سراب قرار داشته‌است. هدف از ایجاد چنین فضای سنتی ارائه و بازشناخت فرهنگ غنی ایرانی اسلامی به گردشگران داخلی و خارجی و زائران حرم رضوی می‌باشد.

خواهر خواندگی اسپلیت با شهرهای کرمانشاه!!!

سلام

 بتازه گی موضوع جالب وعجیبی رو از رادیو شنیدم (خواهر خواندگی شهرهای کرمانشاه با شهر اسپلیت کرواسی

  شهر اسپلیت به گفته رادیو ایران با یکصد ۱۰۰ شهر دیگر در نقات مختلف جهان این طرح عجیب وپرمخارج رو انجام داده ...  تاریخی بودن وسرسبز بودن استان ما دلیل این طرح برای کروات ها بوده.

 البته اسپلیت هم شهر زیبائیه به گفته نماینده اسلام آباد غرب ( آقایفلاحت پیشه) ما که نرفتیم شماها کهرفتید میدونید

 ... انشالله این جور مسائل که هزینه های عجیبی هم حتما بدنبال داره  بدرد مردم غیور کرمانشاه بخوره که از دید من ... !!!

مینشینیم و مینگریم شاید . . .

نژاد وفرهنگ

نژاد

اکثریت جمعیت مردم کرمانشاه را کردها که از اقوام اصیل آریایی هستند تشکیل می‌دهند.کرمانشاه از دید گوناگونی آب و هوایی و قومی و مذهبی دارای تنوع بسیاری است چرا که اقوام، مذاهب و نژادهای بسیاری در این دیار همواره در کنار هم زندگی کرده‌اند.

فرهنگ

میرزا محمدرضا کلهر از نستعلیق‌نویسان دوره قاجار

در کرمانشاه همواره بزرگان زیادی در ادبیات، هنر، تاریخ و سیاست برخاسته‌اند بزرگانی همچون، میرزا محمدرضا کلهر از نستعلیق‌نویسان مهم تاریخ ایران، سید مرتضی نجومی از بزرگان خوشنویسی جهان، شامی کرمانشاهی شاعر کرد زبان، ابوالقاسم لاهوتی شاعر و فعال سیاسی دوران مشروطیت، شهرام ناظری خواننده و استاد موسیقی کردی و فارسی، علی‌محمد افغانی نویسنده نخستین رمان واقعی به زبان فارسی، مجتبی شمسی‌پور شیمیدان، ابوحنیفه احمدابن داود دینوری گیاه شناس، ستاره شناس، ریاضیدان و مورخ قرن نهم میلادی، شیخ محمدسعید نقشبندی عارف،فقيه و شاعر، محمدعلي سلطاني پژوهشگر و نويسنده كتاب جغرافياي تاريخي و تاريخ مفصل كرمانشاهان،یارمحمدخان کرمانشاهی از فعالان جنبش مشروطه می‌توان نام برد.

نشریه‌ها

پس از انقلاب مشروطه وسایل تحصیل در کرمانشاه منحصر به چند مکتبخانه بود و در این میان کسانی که با کتاب و نشریه آشنا بودند به فکر تأسیس مدرسه و روزنامه‌های دستنویس و خطی افتادند، در میان سال‌های ۱۲۸۴ تا ۱۲۸۷ با تلاش میرعبدالباقی نخستین چاپخانه سنگی کرمانشاه افتتاح شد و پس از آن میرزا احمد خان معتضدالدوله وزیری چاپخانهٔ شرافت احمدی را تأسیس کرد و در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۰۲ با ورود نخستین چاپخانهٔ مجهز از آلمان، شرکت سعادت تشکیل شد و پس از فوت برادران سعادت شرکت منحل شد و بعدها در سال ۱۳۲۸ علاوه بر چاپخانهٔ سعادت، روزنامهٔ آن نیز منتشر می‌شد و در این چاپخانه بود که روزنامه‌های فصاحت و کوکب غرب انتشار یافتند.

خاطره‌ شهيد صياد شيرازي از عمليات مرصاد

خبر سقوط اسلام‌آباد غرب در تهران مردان شوراي عالي دفاع را سردرگم کرده بود. آنان هنوز گمان مي‌كردند با ارتش عراق طرفند و لذا آغاز اين حمله با دانسته‌هاي آنان از توانايي ارتش عراق نمي‌خواند. همان شب، شهيد صياد شيرازي، مرد روزهاي سرنوشت ساز عازم منطقه شد.

به گزارش ايسنا، متن زير قسمتي از خاطرات اين امير سرافراز سپاه اسلام شهيد علي صياد شيرازي در مورد عمليات مرصاد است:

«شبانه خودم را با يک فروند هواپيماي فالکون به کرمانشاه رساندم و صحنه پيشروي دشمن را از نزديک مشاهده کردم و متوجه اوضاع شدم.


چنان جو پريشاني و اضطراب در مردم ايجاد شده بود که سراسيمه از خانه بيرون آمده بودند. از طرفي جاده کرمانشاه به بيستون از خودروهايي که در انتظار جابه‌جايي بودند، مملو بود و ترافيک سنگيني ايجاد شده بود.

بر اين اساس با يک فروند هلي کوپتر از فرودگاه به سمت يکي از قرارگاه‌هاي تاکتيکي سپاه پاسداران مستقر در طاق بستان حرکت کرديم.

نيمه شب چهارم تيرماه بود و تا ساعت يک ونيم نتوانستيم ماهيت دشمن را به دست آوريم که چه کسي است که همين طور در حال پيشروي است. ساعت 5 به پايگاه رفتم. همه را آماده و مهيا براي توجيه ديدم. پس از توجيه خلبانان تاکيد کردم وضعيت خيلي اضطراري است. چاره‌اي نداريم هلي‌کوپترهاي کبري بايد آماده باشند. يک تيم آتش آماده شد ابتدا خودم با يک هلي کوپتر 214 براي شناسايي دقيق و هماهنگي به سمت مواضع حرکت کردم و به اين ترتيب اولين عمليات را عليه نيروهاي مهاجم و منافق آغاز کرديم.

صبح روز پنج مرداد عمليات با رمز يا علي(ع) آغاز شد. در تنگه چهارزبر چنان جهنمي براي ياران صدام برپا شد که زماني براي پشيماني نمانده بود.

جاده به زودي انباشته از ادوات سوخته شد.

همزمان با عمليات هنوانيروز علاوه بر گروه‌هاي مردمي، تعدادي از لشکرهاي سپاه نيز که از جنوب به غرب آمده بودند، وارد عمليات شدند. راه از هر سو به روي بازماندگان کاروان بسته شده بود و آنان به سختي مي‌توانستند به عقب برگردند. بعضي از آنها به روستاها پناه بردند و بعضي‌هايشان با خوردن قرص سيانور به زندگي خود خاتمه داده بودند.

عمليات که تمام شد در جاده کرمانشاه - اسلام آبادغرب هزاران کشته از آنان به جا مانده بود، اجساد پسران و دختراني که با ملت خود بسيار ناجوانمردانه رفتارکرده بودند. کساني که روز تنهايي ميهن به ياري اردوي خصم شتافته بودند.

حالا من از اين عمليات نتيجه مي‌گيرم که چقدر خداوند متعال ما را و رزمندگان اسلام و انقلاب را دوست دارد که در هر زمان طوري مقدر مي‌کند که بسياري از مشکلات ما بايد با حالت سرافرازانه حل شود.

خداوند مي‌فرمايد: بجنگيد تا آن کفار که من مي‌خواهم به دست شما عذابشان بدهم و به ما قول و وعده مي‌دهد تا آنها را خوار کند و به شما پيروزي وعده مي‌دهد و قلبهاي شما را شفا بخشد. کدام قلب‌ها؟ قلبهايي که قبل از اين عمليات گرفته و غم زده بود.

رزمندگان اسلام قلب و دلشان با امامشان براي هميشه گره خورده بود. امام اشاره‌اي دارند که پذيرش قطعنامه مثل نوشيدن زهر بود براي رزمندگان اسلام که سالها فداکاري کرده بودند. در حالي که هشت سال تلاش شده بود بعد از آن ما دلمان مي‌خواست به صورتي ديگر نبرد تمام مي‌شد. دلمان گرفته بود. اما خداوند با اين پيروزي بزرگ و با اين کشتار دسته‌جمعي بدترين و خبيث‌ترين دشمنانمان به دست ما، موجب رضايت خاطر رزمندگان اسلام شد و پايان نبرد هشت ساله دفاع مقدس با اين عمليات درخشان مرصاد انجام گرفت.»

معرفی حرم حضرت رضا عليه السّلام

 حرم حضرت رضا عليه السّلام
حرم مطهر حضرت رضا عليه السلام كه شامل مجموعه بنايى نفيس و تاريخى در قلب شهر مقدس مشهد است گذشته از آن كه بزرگترين كانون زيارتى ايران است و سالانه حدود دوازده ميليون زائر و مسافر را به سوى خود جلب مىكند، از نظر ارزشهاى تاريخى و معمارى نيز گرانقدرترين مجموعه در اين كشور مىباشد. طى هزار و دويست سال گذشته پيوسته ابنيه جديدى بر اين مجموعه افزوده شده و آن را تبديل به گنجينه اى بى مانند از هنر معمارى ايرانى ـ اسلامى كرده است.
قديمىترين بخش حرم همان بقعه مطهر ( بقعه هارونى ) است كه ضريح حضرت را احاطه كرده است. اين بقعه كه اساس آن بايد متعلق به اواخر قرن دوم هجرى باشد در طول زمان احتمالاً چندين بار مرمّت شده است. قديمى ترين كاشيهاى حرم و شايد ايران، مشهور به « كاشيهاى سنجرى » زينت بخش قسمتهاى تحتانى ديوارهاى اطراف بقعه مطهر مىباشد. گنبد طلا نيز بر روى همين بقعه قرار دارد، كه معلوم نيست صورت فعلى آن در چه زمانى احداث شده است. اما اولين بار شاه تهماسب صفوى آن را فلزپوش و مطلاّ كرده، كمى بعد هم شاه عباس صفوى ساقه آن را با خشتِ زراندود پوشانده است(10).
بناى مشهور به مسجد بالاسر كه ظاهراً مقبره يكى از دولتمردان غزنوى به نام ابوالحسن عراقى است پس از بقعه مطهر قديمىترين رواق حرم حضرت رضاست. در عهد ايلخانان نيز ساخت و سازهايى در حرم صورت گرفته، از جمله مدرسه و مسجد ديگرى در بالاسر حضرت احداث شده كه ابن بطوطه مغربى در آغاز سده هشتم آن اَبنيه را ديده و توصيف كرده(11)، اما در عهد تيمورى كه حرم شديداً توسعه يافته آن اَبنيه تغيير شكل و كاربرى داده است. بناهايى كه توسط تيموريان در حرم حضرت رضا ساخته شده عبارتند از:
رواقهاى دارالحفّاظ ( در قبله و جنوب بقعه مطهر )، دارالسيّاده ( در غرب دارالحفّاظ )، دارالسلام ( در شرق دارالحفّاظ )، و بالأخره مسجد عظيم و باشكوه جامع گوهرشاد، كه تماماً به اهتمام خود گوهرشاد احداث شده اند.
در همان عهد مدرسه اى به نام « شاهرخى » يا بالاسر نيز ساخته شده كه در قرن حاضر تبديل به رواقى به نام « دارالولايه » در قسمت بالاسر حضرت شده است. اولين صحن حرم را هم امير عليشير نوايى احداث كرده، كه شامل يك چهارم صحن عتيق بوده است.
پس از عهد تيموريان جدّىترين گسترش حرم در زمان صفويه، خصوصاً زمان شاه عباس اول صورت گرفته است. ايجاد صحن عتيق توسط خود شاه عباس، رواقهاى « گنبد الله وردى خان » و « حاتم خانى » توسط دو تن از دولتمردان وى در قسمت شرق بقعه مطهر و پايين پاى حضرت از عمده اَبنيه دوره مزبور است(12)، كه از اين ميان گنبد الله وردى خان از كاشيكارى و معمارى نفيسى برخوردار مىباشد. رواقهاى مسجد پشت سر، مسجد رياض و توحيد خانه در شمال بقعه مطهر نيز از نوساخته هاى دوره صفوى است(13). كاشى كارى نفيس صحن عتيق ( انقلاب ) هم در زمان شاه عباس دوم صفوى ( 1052 ـ 1077 ) صورت گرفته است(14).
احداث دومين گلدسته حرم ( جنب ايوان عباسى در شمال صحن عتيق ) و طلا كارى آن، و نيز مطلاّ كردن گلدسته مجاور گنبد و ايوان نادرى ( طلا ) و ايجاد سقّاخانه داخل صحن عتيق ( مشهور به سقّاخانه اسماعيل طلايى ) از خدمات بارز نادرشاه در حرم حضرت رضا عليه السلام بوده است.
در زمان قاجاريه هم رواق « دارالسّعاده » توسط اللهيارخان آصف الدوله و مدرسه « علينقى ميرزا » در شرق بقعه مطهر احداث شده كه مدرسه بعداً تبديل به رواق « دارالذكر » گرديده است. صحن نو ( آزادى ) هم از نوساخته هاى فتحعلى شاه قاجار است، كه در زمان ناصرالدين شاه كاشى كارى و تكميل و ايوان غربى آن طلا كارى و مشهور به « ايوان طلاى ناصرى » شده است(15). آيينه كارى حرم در دوره قاجاريه رواج يافت، اولين كارخانه برق ايران نيز در همان زمان براى حرم حضرت رضا عليه السلام داير شد.
بالاخره در عهد پهلوى اول فلكه اى در گرداگرد حرم ايجاد شد و صحنى جديد در جنوب شرق حرم احداث گرديد ( پهلوى سابق، امام خمينى كنونى )، نيز در شمال غرب صحن مزبور بنايى به نام سالن تشريفات ايجاد شد. در زمان پهلوى دوم هم عموماً رواقهاى پيشين ترميم و بهسازى شدند. از سال 1354 خورشيدى نيز تخريب بازارها و اَبنيه داخل فلكه آغاز شد، كه در سالهاى پس از انقلاب اين اَمر به بيرون از فلكه نيز تسرّى يافت و صحنها و رواقهاى جديدى بر مجموعه اَبنيه تاريخى پيشين افزوده گرديد.
حرم حضرت رضا عليه السلام در آغاز « مشهد الرضا » خوانده مىشد، اين نام بعدها به صورتهاى مشهد و « مشهد مقدس » به همه شهر گفته مىشد. از دوره صفويه عموماً مجموعه بيوتات حرم، داراييها و خدمه آن « سركار فيض آثار » و « سركار آستانه مقدسه » خوانده شده، و از يكى ـ دو قرن اخير نام « آستان قدس رضوى » عنوان رسمى اين مجموعه ( بناها و بيوتات، داراييها و پرسنل آن ) شده است.
عمده داراييهاى آستان قدس رضوى را موقوفات آن تشكيل مىداده است. گرچه قديمىترين موقوفه داراى وقف نامه اين آستانه متعلق به خواجه عتيق منشى ( اولين متولّى رسمى آن ) در سال 931 قمرى است اما قبل از آن هم موقوفاتى داشته است. موارد مصرف اغلب موقوفاتِ داراى وقف نامه آستان قدس شامل اطعام زائرين و فقراى شهر مشهد و مداواى بيماران ( دارالشفاء ) نيز روشنايى و تطهير حرم و موارد ديگرى از اين نوع مىباشد(16). موقوفات فاقد وقف نامه آستان قدس هم كه موقوفه مطلقه تلقى مىشوند موارد مصرفشان در اختيار متولّى آستان قدس است.
حرم حضرت رضا عليه السلام و موقوفات آن از آغاز تا زمان صفويه ( سده دهم قمرى ) به طور غير رسمى توسط متوليان ويژه هر موقوفه، و نيز نقباى سادات اداره مىشده است. از زمان شاه تهماسب صفوى ( 930 ـ 984 ) حكومت نيز در كار اداره موقوفات و بيوتات اين حرم دخالت كرده و متوليانى را بر آن گماشته است، كه تاكنون حدود نود تن اين مسؤوليت را عهده دار شده اند. به سبب اهميت آستان قدس چندين كتاب در معرفى آن نوشته شده است كه عمدةً عبارتند از:
مطلع الشمس ( جلد دوم )، سال 1301 قمرى.
تاريخ آستان قدس، على مؤتمن، سال 1354 خورشيدى.
شمس الشموس، احتشام كاويانيان، سال 1355.
آستان قدس ديروز و امروز ( در آستانه انقلاب اسلامى ).
تاريخ آستان قدس رضوى، عزيز الله عطاردى، سال 1371. و چندين كتابچه ديگر.

دین و مذهب مردم کرمانشاه


بیشتر جمعیت استان کرمانشاه را
مسلمانان تشکیل می‌دهد که در حدود ۹۹٫۷ درصد می‌باشد. در میان پیروان اسلام بیشتر شیعیان و درصدی نیز اهل تسنن می‌باشند. گروهی نیز با نام اهل حق شناخته می‌شوند. برخی با حفظ آداب و مناسک و معتقدات دین کهن ایران باستان یعنی زردشتی و همچنین با التقاطی از اسلام به حیات دینی خود ادامه می‌دهند.

به طور کلی اقلیت‌های مذهبی استان در مجموع ۰/۱۷ درصد از کل جمعیت را تشکیل می‌دهند که مهمترین آنها زردشتیان با ۰/۱۲ درصد، مسیحیان ۰/۰۲ درصد و کلیمیان ۰/۰۳ درصد از کل جمعیت را دارد.


یهودیان

انجمن کلیمیان کرمانشاه (هبرا) در سال ۱۳۴۰

محلهٔ قدیمی یهودیان کرمانشاه، در محلهٔ فیض‌آباد و در نزدیکی یکی از پنج دروازهٔ ورودی به شهر قرار داشته که در میان کرمانشاهیان به دروازهٔ یهودی‌ها معروف بوده‌است. شمار یهودیان کرمانشاه در دوران مشروطیت در حدود ۳۰۰۰ نفر برآورد شده که تا زمان احداث مدرسهٔ آلیانس کرمانشاه یعنی ۱۹۰۴ م چندان سر و سامانی نداشتند. یهودیان کرمانشاه در دوران پهلوی و با بهبود نسبی وضع اجتماعی از محله‌های قدیمی خود مهاجرت و در نقاط مختلف شهر پراکنده می‌شوند. این شهر، تا پیش از انقلاب اسلامی یکی از انجمن‌های پرجمعیت یهودیان ایران بود. اما در حال حاضر جمعیت یهودیان شهر به اندازه‌ای کم شده‌است که از ۴ کنیسایی که در سال‌های پیشین فعال بودند تنها در کنیسای اتحاد کلیمیان، مراسم دینی خود را برگزار می‌کنند.

لغت نامه کردی به فارسی

   رنگ های کردی  : 
ره ش: سياه
چه رمگ: سفید
که و: آبی
سور: قرمز
زه رد: زرد
ساوز: سبز
قاوه ی: قهوه ای
بوور: خاکستری

   چند صفت کردی  : 
گه وره: بزرگ
بووچک: کوچک
خاس : خوب
گه ن : بد
ره ئين: زيبا
قيز : زشت
تيه ريک: تاريک
رووشن: روشن
سه ر خوش: شاد
خه مين: غمگين
کار که ر: کوشا
ته مه ل: تنبل
چاخ: چاق
له ر: لاغر
تنک: نازک
پيه ن: پهن
دريژ: دراز
کو ل: کوتاه
پير: پير
جووان: جوان
تژ: تيز
کول: کند
به رز: مرتفع
قول: عميق
فيس: تر
هشک: خشک
بان: بالا
خوار: پايين
چوول: خالی
په تی: خالی
زور: زياد
که م: کم
پوک: خالی
پر: پر
شرين: شيرين
تيه ل: تلخ
سوول: شور
تورش: ترش
ته نيا: تنها
هووفه ل: آدم دروغگو
درووزن: دروغگو
دروو: دروغ
راس: راست
ته ميس: پاک
چرکن: کثيف
دوله مه ن: پولدار
هه ژار: فقير

         فصل های کردی: به شان کوردی   
کوردی سنی
بو هار : بهار
هاوين : تابستان
پايز : پاييز
زيستان :زمستان
کوردی که لهور
وه هار : بهار
پايز : تابستان
سه رده وا : پاييز
زمسان :زمستان

هفته میراث فرهنگی گرامیباد

سخن نویسنده وبلاگ:

 موزه به عنوان پل ارتباطی نسل حاضر با نسلهای گذشته٫نقش بسیار مهمی در آشنائی مردم با فرهنگ وآداب پیشینیان دارد واهمیت آن ازاین جهت است که بسیاری از آداب ورسوم گذشتگان را از تحریف و تطاول روزگار حفظ می کند.

واینکه هجوم خرده فرهنگ های بیگانه به ویژه در مناطق مرزی اهمیت موزه را از نظر اطلاعاتی مستدل و مفید از تاریخ منطقه روشن میکند.

وجود اشیائ مختلف تاریخی در موزه که خود زمانی مورد استفاده مردم در سدهای گذشته بوده است نسل حاضر را باتاریخ وفرهنگ کشورش آشناتر می کند.

بررسی وضعیت دو زبانگی در میان دانش آموزان دبیرستانی ساکن استان کرمانشاه

در این پژوهش وضعیت دو زبانگی در میان دانش آموزان دبیرستانی ساکن استان کرمانشاه در دو حوزه خانواده (حوزه غیررسمی) و حوزه مدرسه (حوزه رسمی) بررسی شد؛ به بیان دیگر، مبحث دو زبانگی براساس روش تحلیل حوزه ای فیشمن بررسی می شود. هدف از انجام پژوهش تعیین جایگاه اجتماعی و نقش زبان کردی در کنار زبان فارسی در شهرهای کرمانشاه، پاوه و دو روستای نزدیک این دو شهر بود. متغیر جنسیت نیز در این دو حوزه مورد بررسی قرار گرفت. علاوه بر این مناطق شهری و روستایی با یکدیگر مقایسه شدند. بر اساس پرسش های پژوهش هشت فرضیه مطرح شد.
داده های پژوهش با روش میدانی با کمک پرسش نامه ای شامل 38 سوال بسته و از طریق مشاهده مستقیم در حد امکان گردآوری شدند. پرسش نامه ها در چهار منطقه در استان کرمانشاه شامل شهر کرمانشاه، روستای کوزران ( در نزدیکی کرمانشاه)، شهر پاوه و روستای خانقاه ( در نزدیکی پاوه ) توزیع شدند. در هر منطقه 25 دانش آموز پسر و 25 دانش آموز دختر ( در مجموع 200 دانش آموز ) به صورت تصادفی انتخاب شدند و به پرسش ها پاسخ دادند. نتایج پژوهش نشان داد که زبان غالب در حوزه های خانواده و مدرسه در شهر کرمانشاه فارسی است، اما در پاوه زبان کردی است. در خانواده های روستایی ساکن کوزران و خانقاه زبان کردی است. در حوزه مدرسه جنسیت بر کاربرد زبان فارسی تاثیر ندارد. در نهایت زبان فارسی در مناطق شهری بیشتر از مناطق روستایی کاربرد دارد. نتایج پژوهش نشان داد که در پاوه، کوزران و خانقاه زبان کردی جایگاه خود را حفظ کرده است، اما در شهر کرمانشاه زبان فارسی به ویژه در میان دختران جایگاه بالاتری دارد.


بزرگداشت حکیم ابولقاسم فردوسی

www.imaniran19.blogfa

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند.

 

 

آرامگاه فردوسی در توس خراسان.

سال مرگ فردوسی تا چهار سده پس از زمان او در بن‌مایه‌های کهن نیامده‌است. نخستین نوشته‌ای که از زمان مرگ فردوسی یاد کرده‌ مقدمه شاهنامه بایسنغری است که سال ۴۱۶ هجری قمری را آورده‌است. این دیباچه که امروزه بی‌پایه بودن نوشتارهای آن به اثبات رسیده از بن‌مایه دیگری یاد نکرده‌ است. تذکره‌نویسان بعدی همین تاریخ را بازگو کرده‌اند. جدای از آن تذکرة‌الشعرای دولتشاه (که آن هم بسیار بی‌پایه‌است) زمان مرگ او را در سال ۴۱۱ هجری قمری آورده‌است. محمدامین ریاحی، با درنگریستن در گفته‌هایی که فردوسی از سن و ناتوانی خود یاد کرده‌است، این گونه نتیجه‌گیری کرده‌است که فردوسی می‌بایستً پس از سال ۴۰۵ هجری قمری و پیش از سال ۴۱۱ هجری قمری از جهان رفته باشد.

پس از مرگ، از به خاکسپاری پیکر فردوسی در گورستان مسلمانان جلوگیری شد و سرانجام در باغ خود وی یا دخترش در توس به خاک سپرده شد. چرایی به خاک سپرده نشدن او در گورستان مسلمانان را به سبب دشمنی یکی از دانشمندان کینه‌توز توس (بر پایه چهار مقالهٔ نظامی عروضی) دانسته‌اند. عطار نیشابوری در اسرارنامه این داستان را این‌گونه آورده‌است که «شیخ اکابر، ابوالقاسم» بر جنازهٔ فردوسی نماز نخوانده‌است و حمدالله مستوفی در پیشگفتارظفرنامه او را شیخ ابوالقاسم کُرّکانی دانسته‌است که پیروان زیادی داشته‌است. برخی نویسندگان دیگر نام او را «ابوالقاسم گرگانی» یا «جرجانی» نیز آورده‌اند که گمان می‌رودً عربی‌شده نام گرگانی باشد. ریاحی پیوند دادن آن رخداد را با کُرّکانی صوفی ناروا دانسته‌است از آنجا که او در هنگام مرگ فردوسی نزدیک به سی سال داشته‌است.

افسانه‌های زندگی فردوسی

 
 
آرامگاه فردوسی در توس خراسان

افسانه‌های فراوانی دربارهٔ فردوسی و شاهنامه گفته شده که بیشتر به سبب شور و دلبستگی مردم دوستدار فردوسی و انگارپردازی شاهنامه خوانان پدید آمده‌اند. بی‌پایه بودن بیشتر این افسانه‌ها به‌آسانی با بهره‌گیری از بن‌مایه‌های تاریخی یا با بهره‌گیری از سروده‌های شاهنامه روشن می‌شود. از این دست می‌توان داستان راه یافتن نسخه پهلوی شاهنامه از تیسفون به حجاز و حبشه و هند و سرانجام به ایران آمدنش به دست یعقوب لیث، داستان راه یافتن فردوسی به دربار سلطان محمود، رویارویی فردوسی با سه سراینده دربار غزنویان (عنصری، فرخی، و عسجدی)، داستان‌های سفر فردوسی به غزنه یا ماندنش در غزنه، داستان فرار او به بغداد، هند، طبرستان، یا قهستان پس از نوشتن هجونامه، داستان پیشکش کردن شاهنامه به سلطان محمود به سبب نیازمندی و تنگدستی وی در فراهم آوردن جهیزیه برای دخترش، داستان فرستادن پیشکشی که سلطان محمود به فردوسی نوید آن را داده بوده‌است به سان پول سیمین به جای زر به پیشنهاد احمد بن حسن میمندی و بخشیدن آن پاداش به فقاع‌فروش و حمامی به دست فردوسی و پشیمانی سلطان محمود و هم‌زمانی رسیدن پاداش زر با مرگ فردوسی را نام برد.

سروده‌های فردوسی [ویرایش]

تنها سروده‌ای که روشن شده از برای فردوسی است، خود شاهنامه‌است (جدای از بیت‌هایی که خود او از سروده‌های دقیقی دانسته‌است). سروده‌های دیگری نیز از فردوسی دانسته شده‌اند مانند چند قطعه، رباعی، قصیده، و غزل که پژوهشگران در این که سراینده آنها فردوسی باشد، بسیار دودل می‌باشند و به ویژه قصیده‌ها را سرودهٔ زمان صفویان می‌دانن

سروده‌های دیگری نیز از برای فردوسی دانسته شده‌اند که بیشترشان بی پایه هستند. نامورترین آنها مثنوی‌ای به نام یوسف و زلیخا است که در مقدمه بایسنغری سرودهٔ فردوسی به شمار رفته‌است. اما این گمانه از سوی پژوهشگران نادرست دانسته شده و از آن میان مجتبی مینوی در سال ۱۳۵۵ هجری شمسی گویندهٔ آن را «ناظم بیمایه‌ای به نام شمسی» یافته‌است. محمدامین ریاحی او را شرف‌الدین یزدی (که ریاحی او را «دروغ‌پرداز» نامیده‌است) دانسته‌است و بر این باور بوده‌است که مقدمهٔ بایسنغری را هم همین نویسنده نوشته باشد . یکی از نگاشته‌های دیگری که از فردوسی دانسته‌ بوده‌اند گرشاسب‌نامه است که روشن شده‌ است که از اسدی توسی است و چند دهه پس از مرگ فردوسی سروده شده‌است.

سرودهٔ دیگری که از فردوسی دانسته شده‌است «هجونامه»ای در نکوهش سلطان محمود است که به گفتار نظامی عروضی سد بیت بوده‌است و شش بیت از آن به جای مانده‌است. ویرایش‌های گوناگونی از این هجونامه در دست بوده‌است که از ۳۲ بیت تا ۱۶۰ بیت داشته‌اند. انتساب چنین هجونامه‌ای را به فردوسی، برخی از پژوهشگران نادرست دانسته‌اند، مانند محمود شیرانی که با درنگریستن به این که بسیاری از بیت‌های این هجونامه از خود شاهنامه یا مثنوی‌های دیگر آمده‌اند و بیت‌های دیگر نیز از دید ادبی کاستی دارند چنین نتیجه‌گیری کرد که این هجونامه ساختگی است. اما محمدامین ریاحی با درنگریستن به این که از این هجونامه در شهریارنامهٔ عثمان مختاری (از ستایشگران مسعود سوم غزنوی نوادهٔ محمود)، که پیش از چهار مقالهٔ نظامی عروضی نوشته شده‌است، نام برده شده‌است، سرودن هجونامه‌ای توسط فردوسی را پذیرفتنی دانسته‌است.